تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣١ - داستان مالكان باغ جنت
قالَ أَوْسَطُهُمْ أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ لَوْ لا تُسَبِّحُونَ.
آن كه در ميان آنان سنّ ميانه داشت گفت: از خدا بترسيد و بر سنّت پدرتان باشيد و به غنيمت برسيد، پس او را مورد ضرب و شتم سخت قرار دادند، و هنگامى كه اين برادر دريافت كه قصد كشتن او را دارند، به اكراه وارد در امر مشورت ايشان شد، پس به خانههاى خود رفتند و سوگند ياد كردند كه چون صبح شد به چيدن ميوههاى باغ اقدام كنند ولى ان شاء اللَّه نگفتند، پس خدا آنان را به اين گناه گرفت و از رسيدن ايشان به آن روزى كه در شرف دست يافتن به آن بودند جلوگيرى به عمل آورد). [٤٣] شايد در آيه اشارهاى به اين مطلب بوده باشد كه خداى تعالى همين سنت را در حق مترفان به جريان انداخته و چيزى از عذاب دنيا را بهره ايشان قرار داده است، و در روايتى از ابو الجارود از امام باقر (ع) تأكيدى بر اين آمده است كه گفت: «مردم مكه به گرسنگى مبتلا شدند به همان گونه كه اصحاب جنّت مبتلا شده بودند»، [٤٤] و اگر همه مردم مكه چنين نشده باشند، لا اقل مصداقهاى آيات گذشته همچون مغيرة و ديگران كه در شأن ايشان آيه نازل شد، چنين گرفتارى را پيدا كردند. خداى تعالى گفت
«إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ- ما آنان را به همان گونه در معرض ابتلا و آزمودن قرار داديم كه اصحاب جنّت را چنين كرديم.» يعنى آنان را به وسيله مال و ثروت آزموديم به همان گونه كه اصحاب مزرعه را آزموديم، پس چون سنّتهاى خدايى در/ ٢٢٠ زندگى يكسان است، بر آدمى واجب است كه از ديگران عبرت بگيرد، خواه از معاصران بوده باشند يا از كسانى كه پيش از ما از دنيا رخت بربستهاند، و اين كه در زندگى از تلمّذ و شاگردى و فرا گرفتن دانستنيها دامن فرو نچيند، چه زندگى همچون مدرسهاى است و حوادث آن، براى
[٤٣] - تفسير قمّى، ج ٢، ص ٣٨١.
[٤٤] - همان كتاب، ص ٣٨٢.