تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٠ - شرح آيات
بپردازى، خواهى ديد كه جز از اين گونه كسان پديد نيامده است.
٢- عيب جويى مردمان و غيبت كردن و خبر چينى در مجتمع، و مخصوصا در نزد رهبرى، و براى رسيدن به سه گونه هدف
اول: براى آن كه خود ايشان در جامعه به عنوان صاحب شخصيت برتر باقى بمانند، و به همين سبب در نزد مقام رهبرى به پايين آوردن منزلت و شخصيت ايشان و چسباندن تهمتهايى عليه آنان مىپردازند، و در علم روانشناسى به اثبات رسيده است كه در دارندگان عقده خوارى و خود كم بينى روح انتقامجويى از مجتمع پديد مىآيد، و در آن مىكوشند كه جامعه آنان، همچون خودشان، جامعهاى پست و فرو افتاده باشد تا در آن به صورت اشخاص غير عادى جلوهگر نشوند.
/ ٢١٠ دوم: دستگاه رهبرى را از مجتمع جدا سازند تا خود به تنهايى عنوان گوش شنونده براى آن پيدا كنند، و در نتيجه قرارها و ايستارهاى آن تنها براى تأمين منافع ايشان بوده باشد، و حتى چنان شود كه كسى جز خود را در ارتباط با مركز نيرو و قدرت در ميان امت مشاهده نكنند، و دراز دستى مخصوص ايشان بوده باشد. و چون معمولا از طبقه مستكبران و مترفان نيستند، آنچه براى ايشان اهميّت دارد اين است كه ميان رهبرى و امت فاصله ايجاد كنند تا مردمان در چنگال سياستهاى بهرهكشى و منحرف آنان گرفتار شوند، بى آن كه رهبر از اين كار آگاهى حاصل كند و آسيبى به آنان برساند.
سوم: كوبيدن و ضربه زدن به قواى اصلاحى و رقيب، و به همين سبب تا در گوشهاى نشانههايى از اصلاح ديده شود به مقابله با آن مىپردازند، و صفحات فراوان را با گزارشهاى گمراه كنندهاى عليه آن پر مىكنند كه چيزى جز طعنه زدن و بدگويى و دروغبافى بر ضد ديگران نيست، و سراى رهبرى و گوش آن را از شايعات مغرضانه و تهمت و بهتان پر مىكنند، و اين همه براى آن است كه پيشوا و رهبر اسير در دستهاى آنان باقى بماند و با آن همگان را از چپ و راست بكوبند و آن را كه در صدد ايجاد جنبشى انقلابى و مكتبى بوده است از ميان بردارند.
«هَمَّازٍ- بدگو و غيبتگر.»