تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٨ - زمينه كلى سوره
هيچ وقت بريده نمىشود، و خلق و خوى عظيم دارد، و نشانههاى حكمت او بر هر افق تجلّى مىكند، رهبريهاى جاهلى را چنان مىبينيم كه از هر دجّال سوگند خوار پست تشكيل مىشود. كه مردمان را ريشخند مىكند و ميان آنان جدايى مىاندازد، و از رسيدن خير به مردم ممانعت به عمل مىآورد و متجاوز و متعدى و گناهكار است ... دريچههاى قلب خود را براى آن كه هيچ پرتوى از نور حق به آن نرسد بسته است، و چون آيات خدا بر او فرو مىخوانى، مىگويد كه اينها افسانههاى پيشينيان است.
ناگزير مىبايستى تمايز ميان دو گروه پيوسته برقرار بماند، پس جايز نيست كه رسالتيان به مثل اين سلطههاى فاسد نرمى نشان دهند كه براى بعضى از گذشتها براى دست يافتن به اين نرمى و مدارا آمادگى دارند.
سپس سياق به داستان اصحاب كشتزارى مىرسد كه مسكينان را از حقّشان محروم ساختند و خدا كشته ايشان را از ميان برد تا شايد عبرتى براى صاحبان ثروت شود و با اين ثروت گرفتار طغيان و سركشى نشوند، و تا بدانند كه اين/ ١٨٩ عذاب اشارهاى به آن است كه عذاب آخرت بزرگتر است.
در آيات ٣٤/ ٤١ سياق قرآن از عمق شكاف موجود ميان متقيان و مجرمان خبر مىدهد، و اساس انديشه پيروان باطل را برمىاندازد كه خود را با متقيان همرديف مىشمارند، بدان جهت كه عقل اين تصور را رد مىكند، و براى اين تصوّر خود نه از كتابى مطالعه شده حجتى دارند و نه از خداى خود عهدى، و كفيل و شريكانى وجود ندارند، و خدا آنان را از روز قيامت بيم مىدهد كه عمل يا پشيمانى در آن سودى ندارد، و بيان مىكند كه اموال ايشان لعنتى برايشان خواهد بود، بدان جهت كه خدا به وسيله آن اموال و با كيد متين خود به آنان مهلت مىدهد.
بعضى از ايشان از پاداشى كه در ازاى رسالت مىدهد بيمناك است. هرگز چنين نيست ... بلكه رسالت در دنياى ايشان به حالشان سودمند است ... و سياق اين سخن را با گفتن اين مطلب به پايان مىرساند كه: آنان از غيب آگاهى ندارند، پس چگونه به افكارشان متشبّث مىشوند؟ و به هر رسول و هر فرد مكتبى كه از او