تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٩٠ - شرح آيات
١- اين كه كافران معمولا از مسئوليت در مقابل حقايق الاهى با انتقال دادن قضيه رسالت از موضع خود و آن را به صورت مبادله شخصى ميان خودشان و رسول درآوردن، مىگريزند، و تو گويى رسالت قضيهاى است كه تنها مربوط به شخص پيغمبر است، و او در صدد دست يافتن به مصالح شخصى خويش است، و به همين سبب است كه به منازعه با كسانى مىپردازد كه به او ايمان نياوردهاند. و اين آيه سفاهت اين رأى را آشكار مىكند و يادآور مىشود كه رسالت در ابتدا قضيهاى ميان انسان و پروردگار او است، و رسول جز واسطهاى ميان اين دو نيست، و بندهاى از بندگان خدا است كه اگر بخواهد او را هلاك مىكند يا مشمول رحمت خود قرار مىدهد، و شعيب پيغمبر- عليه السلام- قوم خود را از ورود در چنين مجراى بحثى بر حذر داشت و گفت يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ. [٥٧] ٢- و آيه ما را از آن بر حذر مىدارد كه در مورد شفاعت تصور و فهمى مبتنى بر خطا داشته باشيم، خواه شفاعت اولياى خدا باشد يا شركاى پندارى او، و چنان گمان كنيم كه آنها بر آن قدرت دارند كه خدا را از آنچه مىخواهد انجام دهد باز دارند، يا برقرار او تأثير داشته باشند، و همين امرى است كه آدمى را در خط انحراف و عدم مسئوليت مىاندازد. اين منظور با بيان اين مطلب تبيين مىشود كه كار خدا/ ١٨٢ تنها به دست خود او است، پس اگر بخواهد رسول را هلاك مىكند يا عذابش مىدهد، و اگر بخواهد او را مشمول رحمت خويش مىسازد. و بدين گونه آيه سبب از بين رفتن انديشههاى گمراه كننده درباره شفاعت مىشود، و چنان است كه محمد پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- كه نزديكترين آفريدگان به خدا و بزرگترين منزلت را در نزد او دارد، و به او وعده شفاعت داده شده، چيزى از خدا در تملك خود ندارد، تا چه رسد به كسانى از اولياى صلح كه مقامى پايينتر از او دارند؟ و شركايى كه با وهم و پندار پيدا شدهاند؟!
[٥٧] - هود/ ٨٩.