تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٢ - شرح آيات
برافراشتن كلمهاش مصرف كند، وجود و حيثيت خويش را وقف بر فرمانبردارى از او و خدمت حق و اهل آن، و مبارزه كردن با باطل و دشمنان خدا قرار دهد، پس به فرمان و اذن او علوم حق و موعظههاى صادقانه را گوش كند، و نظر خويش را موظف به نگريستن در آيات پروردگارش و كتاب او سازد،/ ١٧٥ و قلب خود را همچون وسيلهاى براى شناخت حق و انديشيدن در آنچه براى رسالت او و خودش و مردمان سودمند است به كار برد، و نيز درباره ديگر نعمتها و بخششهاى خدا به همين گونه عمل كند.
چون شخص چنين كند شاكر است، و شكر جز با شناختن نعمتها و توجه به آنها با اين شناخت ميسّر نمىشود، چه انسان در شكر نيز در معرض شرك قرار دارد، و به همين سبب در آغاز آيه توجه ما به منعم و اين كه او شايسته شكرگزارى است جلب شده است، و بر اين حقيقت نصوصى از امامان راهنما در دست است، چنان كه امام زين العابدين- عليه السلام- گفت: «سپاس خدايى را سزا است كه اگر بندگانش را از شناختن سپاسگزارى او بر آنچه با نعمتهاى پياپى خود آنان را در معرض آزمايش قرار مىدهد، باز مىداشت، نعمتهاى خود را به صورت فراوان بهره ايشان مىكرد و آنها را به مصرف مىرساندند و ديگر به ستايش او برنمىخاستند، و از اين كه روزى آنان را گسترش داده است سپاسگزارى نمىكردند، و از مرزهاى انسانيت بيرون مىرفتند و به حدّ بهائم مىرسيدند، چنان مىشدند كه خدا در كتابش آنان را بدين گونه توصيف كرده است: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا- آنان نيستند مگر همچون چارپايان و بلكه گمراهتر»، [٤٧] و امام حسن عسكرى- عليه السلام- گفت: «نعمت را جز شكرگزار نعمت نمىشناسد، و شكر نعمت را جز عارف به آن نمىگزارد». [٤٨] و خداى تعالى به موسى- عليه السلام- وحى فرستاد كه: «اى موسى، چنان كه حق من است سپاسگزار من باش، و او
[٤٧] - صحيفه سجّاديّه، دعاى اول.
[٤٨] - بحار الانوار، ج ٧٨، ص ٣٧٨.