تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٨ - شرح آيات
تنها اين نيست كه چيزى بر دانش و شناخت ما بيفزايد، بلكه در آن هدفى دورتر از اين وجود دارد ... و بدون آن/ ١٦٣ معارف بشرى ارزش حقيقى خود را از دست مىدهد، و آن شناساندن پروردگار انسان به او است، كه اگر خوب به تفكر مىپرداخت بر اين نكته وقوف پيدا مىكرد كه آماده بودن زمين براى زندگى از آيات خداى او عزّ و جلّ است. شايد كسانى در اين باره بينديشند، ولى آنان را چنان مىيابيم كه با پاسخهاى بدون پشتوانهاى از صحت كه مىيابند، به خدا مشرك مىشوند. پيشينيان چنان تصور مىكردند كه بتها يا شياطين آن را ساختهاند، و اما معاصران آن را نتيجهاى از تصادف مىدانند!! ولى قرآن حقيقتى را كه تمركز يافته در فطرت آدمى است به ياد او مىآورد، كه چون به نور عقل نظر كند بازتابى از آن را مىيابد كه او را از گمراهيهاى نادانى و شرك رهايى مىبخشد، آنجا كه مىگويد
«هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا- او است آن كه زمين را رام و مسخّر شما ساخت.» همچون اسبى تربيت شده و ماده گاوى انس گرفته، كه نظام آن و هر چه را كه در آن است، از خوردنى و نوشيدنى و هوا و زينت و مانندهاى آن كه آدمى به آنها نيازمند است و از آنها سود مىبرد، همچون شب و روز و خورشيد و ماه و ...
همه را مطابق مصلحت آدمى جمع كرده است.
رام كردن خدا زمين را براى بشر، بازتابى از اسم «تبارك» است از آن جهت كه اين همه از بركت و رحمت او است.
«فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ- پس به هر سوى آن به راه بيفتيد و از روزى آن بخوريد.» گفته خداوند متعال: «فامشوا» تنها يك امر حكمى و تشريعى نيست كه رفتن و سير كردن بر زمين را واجب كند، بلكه امرى تكوينى است، چه اگر خدا مشى و راه پيمودن را مقدّر نكرده بود، هيچ كس نمىتوانست با مشى و راهپيمايى به اطراف زمين حركت كند. و منكب مفرد مناكب است و آن محل پيوستن سرشانه و بازو به يكديگر است، و نيز كنار و جانب هر چيز را منكب گويند، و گفته مىشود