تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٠ - شرح آيات
مثلا، وجود لوزتين سوراخ و شكافى در آفرينش انسان است، و همين امرى بود كه چند سال پيش بعضى را بر آن مىداشت كه لوزتين را پس از به دنيا آمدن نوزاد ببرند و از بدنش خارج كنند! يا اندامى در درون بدن به نام زائده كرمى شكل (آويزه يا آپانديس) ناميده شود، و اين گونه افكار در مدتى از زمان در محيطهاى علمى وجود پيدا كند، ولى پس از آن كه علم پيشرفت بيشتر حاصل كرد، چيزى بر خلاف اين گونه پندارها كشف و بر متفكران معلوم شد كه اعتقادات پيشين پندارهايى برخاسته از نادانى و شتاب ورزيدن در حكم و اظهار عقيده بوده است. و به همين سبب است كه قرآن به انديشيدن و نظر كردن مردمان در امور به صورت مكرر فرمان داده است
«ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ- سپس به ديدن باز گرد و دوباره نگاه كن.» با هر چه مىتوانى در صدد يافتن تناقض و شكافها در آفرينش خدا باش، بلكه آن را فرض كن و سپس براى اثبات آن به تلاش و كوشش بپردازد، و ببين كه آيا مىتوانى به يافتن آن تناقض فرضى دسترس پيدا كنى؟ هرگز ... بلكه پيوسته به حقيقتى واحد دست مىيابى كه قرآن به آن اشاره كرده است، و آن اين كه با انديشيدن درباره هر آفريده از آفريدههاى خدا «ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ- در آفرينش خدا هيچ تفاوت و تناقضى نمىبينى» و
«يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ- چشم بىرسيدن به نتيجه و حسرت زده به تو باز خواهد گشت.» و خاسئ به معنى رانده و دور افكنده است، و اين كلمه را در مورد سگ و خوك به كار مىبرند، و صاحب/ ١٤٥ المنجد گفته است: خاسئ در مورد خوكان و سگان طرد شده گفته مىشود كه از نزديك شدن آنان به مردم جلوگيرى مىكنند، [١٩] و چنان است كه انسان، در آن هنگام كه چشمش را براى جستجوى عيبى در آفرينش خدا به گردش درمىآورد، به زبان حال آفريدگان طرد و دور رانده مىشود، و چنان
[١٩] - المنجد، ماده خسأ.