تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٩ - شرح آيات
بنا بر اين نيازى به فرض كردن وجود خدا نداريم» [١٨] سبحان اللَّه! چگونه دلش كور شده و اين مطلب را درنيافته است كه وجود نظام خود دليل بر وجود كسى است كه آن نظام را وضع كرده و بر اجراى آن نظارت دارد؟! آرى، اگر در جايى در نظام جهان تناقض يا تنافرى مشاهده مىشد، آن وقت حق داشتيم تا چنان فرض كنيم كه تصادف آن را به وجود آورده، يا اين كه خدايان متعددى شريك در پروردگارى وجود دارند كه تناقض جهان نتيجهاى از تناقض آراء و تدبيرهاى ايشان است، ولى ما چيزى از اين گونه را مشاهده نمىكنيم، و بنا بر اين تنها توحيد وجود دارد. و مشكل دكتر بوخنر چيزى جز يكى از دو امر نيست: يا اين كه منكرى معاند است و نمىخواهد به حق تسليم شود، و يا اين كه در روش بحث و مطالعه نمودهاى جهان گرفتار اشتباه شده و تنها مزاياى علمى را هدف بحث خود قرار داده، و چون به آن دست يافته در همين حد متوقف شده است، و اين بر خلاف آن روش و برنامه سالمى است كه خرد و دين/ ١٤٤ به پيروى از آن حكم مىكند و خواستار آن است كه از ظاهرها تجاوز كنيم و به باطنها برسيم.
آدمى نمىتواند چيزى بسازد مگر اين كه در آن خللى و شكافى وجود داشته باشد، ولى حتى اندكى از فطور و شكاف در آفرينش خدا مشاهده نمىكنى، و چگونه ممكن است با وجود خداوند رحمانى كه خواستار رنج و زحمتى براى آفريدگان خود نيست، چنين فتورى مشاهده شود؟! آيا فكر مىكنى كه اگر خورشيد در جايى كه قرار دارد نمىبود، چگونه مىتوانستيم بر سطح زمين زندگى كنيم؟! يا اگر اوكسيژن وجود نداشت، يا قانون جاذبه از كار مىافتاد، كره زمين مىتوانست جايگاه زندگى ما بوده باشد؟! هرگز ... پس اين همه از رحمت و لطف آفريدگار ما سبحانه و تعالى نسبت به ما است.
بلى، گاه آدمى به آفرينش خدا نظر مىكند و به نظرش چنان مىرسد كه،
[١٨] - از كتاب «نگرشى نو بر انديشه اسلامى» ترجمه حميد رضا آژير تأليف مؤلف كتاب حاضر، ص ١٨٨.