تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٠٧ - شرح آيات
كرده، چنان است كه: «نفس او از او در زحمت است، و مردمان از وى در راحت، خودش را به خاطر آخرتش به رنج انداخت، و ديگران را از نفس خود آسوده ساخت»، [٣] و همين شايسته نبوّت است.
دوم: بعضى از زنان پيغمبر- و مخصوصا آن دو كه منظور آغاز سوره تحريم بودهاند- براى هدفهايى كه هيچ عذرى براى موجه ساختن آنها وجود نداشت، بر او فشار وارد مىآوردند، در صورتى كه قبول آنها عملا با احكام دين تعارض پيدا مىكرد و حلال را حرام مىساخت.
سوم: و بدين گونه تنها پيامبر اسوه و سرمشق براى مؤمنان بود، ولى كسانى كه در پيرامون او زندگى مىكردند، جز به مقدارى كه حق را در زندگى خود و در اقتدا كردن به شخص رسول اللَّه تحقق مىبخشيدند، در معرض تأسى قرار نداشتند، و نسبت به هر رسول و هر پيشواى رسالتى نيز چنين است كه تنها او مقياس است و امكان آن وجود دارد كه كسانى كه در پيرامون او زندگى مىكنند، دورترين مردم از شباهت داشتن به او و پيروى كردن از راه او باشند، مگر پسر نوح از هلاك شدگان نبود؟ و آيا همسر نوح و همسر لوط همراه با كسانى كه داخل آتش مىشوند همراه نبودند؟ و به همين سبب لازم است كه مطالعه تاريخ را در پرتو اين آيه از نو آغاز كنيم.
اما چگونه وحى در حادثه تحريم دخالت كرد و به علاج آن پرداخت؟ اين چيزى است كه قرآن پاسخ آن را مىدهد و در اين باره تأكيد مىكند كه تحريم پيامبر براى آنچه بر خود حرام كرد (نزديكى با ماريه، ليسيدن عسل، يا نزديكى با هر يك از زنانش) و در اصل حلال بود، تشريعى الاهى نبود كه با وحى به او رسيده باشد و به صورت حكمى جارى درآيد، بلكه حقى شخصى، و در حدود حقوق شرعى بود كه پيامبر آن را براى خود برگزيد، و انگيزه آن حكمت بالغه خواستارى رضايت همسران بود، و به همين جهت پيامبر بدين گونه طرف خطاب خداى تعالى قرار
[٣] - نهج البلاغة، خطبه ١٩٣، ص ٣٠٦.