تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠٤ - درسهايى از ميدان نبرد بدر
كنند.» با وجود آنكه خدا ولىّ هر دو طايفه بود، نزديك بود كه بر اثر اختلاف گرفتار ترس و سستى شوند، و اين اختلاف برخاسته از احساس ضعف بود، چه اهل مدينه از لحاظ روانى در برابر اهل مكه شكست خورده به نظر مىرسيدند و چنان تصور مىكردند كه پيغمبر اسلام پيش از توانايى بار بر دوش ايشان نهاده و آنان را به نبرد با اهل مكه از خانههاشان بيرون آورده است، ولى خدا به ايشان گفت كه با وجود متوكل بودن مؤمن بر خدا دليلى براى ترسيدن وجود ندارد.
[١٢٣] در نتيجه آمادگى از لحاظ جنگ و انديشهورزى و اخلاص ورزيدن نسبت به خدا امت اسلام پيروز شد.
«وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ- و خداوند شما را در بدر پيروز گردانيد- و حال آنكه ناتوان و خوار بوديد- پس از خدا بترسيد و باشد كه از او سپاسگزارى كرده باشيد.» پس دليلى براى ترس وجود ندارد، به همان كه براى اختلاف هم داعى و علتى موجود نيست؛ آنچه واجب است ترسيدن از خداوند سبحانه و تعالى است با ملتزم بودن به اجراى اوامر او، و هنگامى آدمى ملتزم به فرمانهاى خدا باشد، ناگزير به شكر گزارى نعمتهاى پيشين او مىپردازد، و شكر كردن عموما به معنى تفكر كردن در سببهاى نعمت است به منظور پاسدارى از اين سببها، و در نتيجه محافظت كردن از خود نعمت، در صورتى كه كفران نعمت تماما بر عكس اين معنى است،/ ٦٤٩ و آن عبارت است از تصور كردن اين كه نعمت ابدى است، و بنا بر اين در پاسدارى از خود نعمت و عوامل فراهم آورنده آن سستى كردن كه در نتيجه به زوال نعمت پايان مىپذيرد.
چنين است مثل پيروزى كه نبايد به آن دلخوش كنيم و خود را آماده نبردى كه ممكن است پس از آن پيش آيد نگاه نداريم، چه پيروزى نيز نعمت است و براى خود عواملى دارد. و محافظت و پاسبانى از عوامل پيروزى را چنان مىنمايد كه قرآن به نام تقوى مىخواند.