تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٢ - معنى تقوى
شهوات خوددارى مىكند، در هر گونه شهوت دنيايى در آخرت به نيكوتر از آن از نعمتهاى فراوان و بزرگ خدا دسترس پيدا مىكند، و بدين گونه در قلب مؤمن توازن ميان شهوات حاضر دنيا و چشمداشتهاى آينده در آخرت صورتپذير مىشود.
معنى تقوى
آنچه مىماند گفتن اين مطلب است كه تقوى عبارت از مراقبت شخصى است، چه كسى ديگر براى مراقبت يا محاسبه تو در هنگام پرداختن به شهوات خودت وجود ندارد، و خود مراقب نفس خويشى و به حساب آن مىرسى، تا چنان شود كه چون به سوى خدا مىروى ناگهان با پس دادن حسابى دشوار رو به رو نباشى.
و اين چيزى است كه گفته خدا در پايان آيه آن را مورد تأكيد قرار مىدهد
«وَ اللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ- و خدا به بندگان بينا و از آنان آگاه است.» چون معلوم است كه خدا به حساب شخص مىرسد، پس بر او لازم است كه از حصول پيشامد بدى در برابر خداى دانا بيمناك باشد و تا آنجا كه مىتواند از خدا بترسد.
[١٦] پرهيزگار كيست؟ و شخص پرهيزگار و متقى چگونه ميان شهوات دنيا و چشمداشتهاى آخرت موازنه برقرار مىكند؟ و در نتيجه، چگونه خود را براى پذيرفتن حقيقت پرورش مىدهد؟
تقوى منطقى نفسى و مظاهرى خارجى دارد، پس هر كس آنها را در ذات خود يافت، بداند كه او عملا متّقى و پرهيزگار است.
ريشه ايمان داشتن به حساب است، و اين كه گناه با حسابى دشوار محاسبه مىشود.
«الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ قِنا عَذابَ النَّارِ- كسانى كه مىگويند: پروردگارا، ايمان آورديم، پس گناهان ما را بيامرز و ما را از عذاب آتش نگاهدار.»