تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦٠ - چارچوب مسئوليتها
باشند تا گرفتار خطا نشوند، همچون كفاره خطا در حج و كفاره قتل غير عمدى.
٣- فراموشى آخرين چيزى است كه با وجود قرار گرفتن در حدود قدرت انسان مورد عفو قرار مىگيرد، چه آدمى مىتواند با اهتمام چيزى را فراموش نكند.
از همين روى تعبير قرآن از رفع مسئوليت خطا و فراموشى به صورت دعا آمده در صورتى كه تعبير از رفع مسئوليت ناتوانى صورت قاطع داشت؛ خدا مىگويد
/ ٤٩٠ «رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا- پروردگارا، بر فراموشى و بر خطا ما را مگير.» ٤- تكاليفى كه سبب آسيبى براى زندگى آدمى و دور شدن از سنتهاى الاهى مىشود، همچون رهبانيت و گوشهگيرى از مردم و خوددارى از زناشويى يا از خوردن چيزهاى پاكيزه، در ميان امتها به سببهايى موقتى برقرار بود، ولى در اسلام از ميان رفت، بدان سبب كه اسلام نه دينى موقتى بلكه دايمى براى بشريت بود.
٥- در اسلام تكاليف سخت سبكتر شد، و حرج از ميان رفت، پس اگر روزه براى شخص آزار كننده شود و همه تاب و توان او را از ميان ببرد، در اين صورت بر وى جايز است كه از روزه داشتن خوددارى كند، و چنين است حج و همه تكاليف. لذا خدا گفته است
«رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ- پروردگارا، بار سنگين بر ما تحميل مكن كه بر كسانى كه پيش از ما بودند تحميل كرده بودى، و آنچه را كه به آن طاقت نداريم بر ما تحميل مكن.» اين حدود مسئوليت است، و مشكل آدمى آن است كه حتى در داخل اين حدود به گناه كشيده مىشود و به عفو نياز دارد. عفو از گناه و چشمپوشى از آن و عقاب نكردن بر آن يا آمرزش زدودن گناه از نامه اعمال او و پاك كردن اثر آن است. و انسان، به همانگونه كه نيازمند آن است كه از جان خود آنچه را كه گناه در آن تباه كرده است اصلاح كند، به عفو و آمرزش خدا نيز نيازمند است.