تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٢ - معناى واژهها
آن است و جمع آن صروف مىباشد.
١٦٥ [انداد]: به معنى شبيهها و نظيرها، و گفتهاند كه به معنى اضداد هم است.
[حب]: به معنى دوستى و خلاف بغض است، و محبت به معنى اراده است و اگر بگويى «احب زيدا» مقصود اين است كه خواهان منافع اويم يا او را مدح مىكنم. و «احب اللَّه زيدا» يعنى خدا ثواب و بزرگداشت او را مىخواهد. و «احب اللَّه» يعنى خواستار فرمانبردارى از اوامر اويم.
١٦٦ [تبرأ]: تبرؤ در لغت پشت كردن و دور شدن بر اثر دشمنى است و «تبرأ اللَّه من المشركين» يعنى خدا به سبب دشمنى با مشركان آنان را دور كرد و اصل آن جدايى است همچون «برأ من مرضه».
[اتبعوا]: اتباع، طلب اتفاق است. در «اتبعه ليلحقه» مقصود، آن است كه با هم به جاى مورد نظر برسند.
[تقطعت]: تقطع دور شدن بعد از اتصال و پيوستگى است.
[الاسباب]: سبب رسيدن به چيز دور از دسترس به وسيله چيزى است كه آن را ممكن سازد، و ريسمان را از آن روى سبب مىگويند كه با آن آب دور از دسترس را از ته چاه بالا مىكشند.
١٦٧ [كرة]: بازگشت.
[حسرات]: حسرت به معنى پشيمانى شديد است.