تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٣ - جدايى نقطه به راه افتادن است
كه ديگران چه كردهاند؛ اگر خيرى كردهاند براى خود كردهاند، و بر ما است كه كار نيك براى خودمان و بر وفق نيازمنديهاى زمان خود، انجام دهيم؛ و اگر كار بدى كردهاند براى خود كردهاند، و بر ما است كه چنان نكنيم و دليلمان اين باشد كه آنان نيز چنان كردهاند؛ چه ممكن است آنچه ايشان در زمان خود كردهاند به خير ايشان بوده باشد و براى ما نسبت به واقعيت حاضر شر محسوب شود. به همين جهت خدا به صراحت مىگويد
«تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ- آن امتى بود كه گذشت و رفت؛ آنچه كسب كرده براى خود كرده».
و خير و شر او به خودش مىرسد، «وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ- و آنچه شما كسب كنيد از آن خود شما است، و براى آنچه آنان كردهاند كسى از شما چيزى نخواهد پرسيد (و مسئوليتى نداريد).» بلكه شما را درباره آنچه خود كردهايد مورد سؤال قرار مىدهند، و به همين جهت لازم است در طرز تفكر خود و در اعمالتان مستقل باشيد، كه در اين باره پاداش يا كيفر به خود شما مىرسد نه به كسى ديگر.
[١٤٢] و تنها ابلهان چنان مىپندارند كه حقيقت واقع، به دليل آنكه حق است، حتما باقى و برقرار خواهد ماند. هرگز چنين نيست، چه امكان آن هست كه واقعيتى نسبت به يك زمان حق باشد و در عصر ديگر چنين نباشد، و قداست قبله به آن سبب نيست كه خدا در مكان قبله موجود است، بل بدان سبب كه خداوند متعال به آن فرمان داده گفته است
/ ٢٧٤ «سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كانُوا عَلَيْها- مردمان سفيه به زودى خواهند گفت: چه شد كه از قبلهاى كه بر آن بودند روگردان شدند؟» چنان مىپنداشتند كه واقعيت سابق براى امت مسلمان كه رو به قبلهاى معين براى نماز مىايستاد، واجب است كه پيوسته ادامه پيدا كند. هرگز چنين