تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٥١ - شرح آيات
پيروى مىكرديم، و شايستهتر آن بود كه خود به جنگ مبادرت كنند و همچون ديگر مسلمانان مسئوليت خود را مىشناختند. و خدا آنان را در جايى قرار داد كه خود قرار داده بود و گفت
«هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمانِ- آنان در آن روز به كفر نزديكتر بودند تا به ايمان،»/ ٦٩٩ چه ايمان تمرين عملى است و درست در اوضاع و احوالى بايد آشكار شود كه امت در معرض خطر قرار گرفته، و مؤمنى كه در هنگام ضرورت نفعى از او عايد شود، چه وقت ممكن است نافع شود؟ و همه بهانههايى را كه اينان به آن متوسل مىشوند، باطل است، چرا كه
«يَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يَكْتُمُونَ- با دهنهاى خود چيزهايى مىگويند كه در دلهاشان نيست، و خدا از آنچه پنهان مىكنند آگاه است.» آنان (به دروغ) مىگويند كه مؤمنند و از آن روى نمىجنگند كه از فنون جنگ آگاهى ندارند، ولى خدا رسواشان مىكند.
[١٦٨] و از صفات ايشان است آنكه بر حجم زيانهاى امت مىافزايند و بر پراكندن تبليغات ويران كننده مدد مىرسانند، و درباره شهيدان مىگويند كه اگر به جبهه نمىرفتند هرگز كشته نمىشدند.
آرى، ولى چه سرنوشتى مىداشتند؟ آيا سرانجام نمىمردند؟! و چون آدمى يا كشته مىشود يا مىميرد، پس چرا بايد مرگ در نظر نفس او بزرگ جلوهگر شود؟
«الَّذِينَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ وَ قَعَدُوا لَوْ أَطاعُونا ما قُتِلُوا- كسانى كه به برادران خود گفتند و نشستند: اگر از ما اطاعت مىكردند كشته نمىشدند،» يعنى كسانى كه به برادران خود گفتند: بنشينيد و خود به نوبه خود نشستند، و پس از آن به جنگ برنخاستند، گفتند كه اگر فرمان ما را برده بودند كشته نمىشدند.
«قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ- بگو: اگر