تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٣٦ - پس اى خردمندان عبرت گيريد
وابستگى دروغين ايشان به موسى (ع)، يا نسب شريفى كه آنان را به انبياء پيوند مىدهد، سودى بر ايشان ندارد، بلكه گرفتار عذاب سختى خواهند شد كه، دنيا به صورت خوارى و درويشى و آوارگى ظاهر مىشود، و در آخرت به صورت جهنم كه بد جايگاهى است.
[٥٧] «وَ أَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ- و اما كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى نيكو كردند، مزدشان تمام داده مىشود، و خداوند ستمكاران را دوست ندارد،» و چون ستمكاران را دوست نمىدارد، پس شايستهتر آن است كه خود او به هيچ يك از بندگانش ستم نكند/ ٥٧٢ و از حقوق ايشان چيزى نكاهد، و البتّه كه چنين است و حق همگان را تمام و كمال مىدهد، و بهشت خود را بدون عمل صالح و تلاش و مخالفت با هواى نفس به كسى ارزانى نمىدارد، كه پاداش در آنجا به اندازه عمل است.
پس اى خردمندان عبرت گيريد
[٥٨] اين بود قصههاى عيسى و معاصران وى. آيا اينها قصه محض است؟
هرگز! اينها، در درجه اول، دلالت بر حقايقى دارد كه برجستهترين آنها اين است كه انبياى خدا بشر بودهاند، و خدا چون آنان را شايسته براى برگزيده شدن به عنوان فرستادگان و ابلاغ رسالت خود و تواناى بر عمل صالح مىدانسته، به رسالت برگزيده است، نه اين كه چون از عنصر و نژاد برترى بودهاند به اين مقام رسيدهاند. و اين حقيقتى يگانه است كه آن را از قصههاى عيسى به دست مىآوريم، و جز اين حقايق ديگر هست كه از اينها بهره ما مىشود.
علاوه بر اين عبرتها و پندهايى از اين قصهها مىگيريم، و آشكارترين آنها بصيرت در بينش علمى در زندگى و دست يافتن به دانشى سودمند است.
لازمه عمل صالح و سختكوشى، مبارزه كردن با عناد و لجاجت نفسهاى خودمان است تا مصيرى همچون يهوديان معاصر عيسى نداشته باشيم و بلكه به درجه