تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٣ - تفسير كردن دين بر هواى نفس
چنان شد كه افكار نادرست خود را در تفسير نصوص دينى وارد كردند، و به جاى آن كه حوادث را بر وفق ديد و بصيرت دينى مورد تفسير قرار دهند، به تفسير دين بر وفق انديشههاى بىپا و دروغين خود پرداختند.
[٢٥] هرگز چنين نيست: خدا كه مردمان را در روز معهود و موعود كه شكى در آن نيست گرد هم جمع مىكند، همگان را در كنار هم و در يك تراز فراهم مىآورد، بىآنكه كسى را بر ديگرى برترى به حسب يا نسب بوده باشد، و هر كس بهره كامل خود را بدون توسّل به تفسيرهاى عنصرى دريافت مىكند.
تنها انديشيدن به روز قيامت فكر نژاديگرى را بىدليل مىسازد بنا بر اين از ريشه آن را برمىاندازد، چه اساس اين فكر مبتنى بر حسب ذات و خودپرستى و مبالغه كردن در تعظيم و تقديس آن و رساندن آن به پايه ارزشهاى بنيادى است. پس چون تصور كنيم- و لو تصور محض- كه براى حساب در برابر خدا خواهيم ايستاد تقديس ذات در جان آدمى گداخته مىشود و جاى خود را به بيمناك بودن براى ذات و خود از بدى عمل مىدهد.
چنين است كه قرآن مىشد
«فَكَيْفَ إِذا جَمَعْناهُمْ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ- پس چه شود آن گاه كه ايشان را براى روزى كه در آن شك نيست گرد كنيم، و به هر كس آنچه كسب كرده است تمام داده شود؟» و جزاى هر كس بر حسب خير و شرى كه كرده است تمام و به حد كمال به او برسد.
«وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ- و بر كسى ستم نرود.» و آخرين سخن: پيشتر گفتيم كه ايمان به آخرت سنگ شالوده در انديشه فرد مسلمان است. و اكنون مىگويم كه نيز سنگ زاويه در انديشيدن سالم است، چه مثلى است كه با فكر نژادى و قومى متناقض است. و در آياتى كه پس از اين مىآيد، خواهيم ديد كه خدا در آنجا كه ما را به ضرورت اصلاح فكر يا اصلاح نفس در هر يك از جنبههاى آن يادآورى مىكند، در حقيقت ما را به آخرت متوجه