تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣١ - شرح آيات
در گذشتن و بخشيدن، بهتر از صدقهاى است كه در پى آن آزارى باشد.» اگر شخص مالدار مال خود را به فقيران ندهد، ولى با ايشان نشست و برخاست داشته باشد و خودش را همچون يكى از ايشان محسوب دارد و آنان را برادران خود تصور كند، و بر ايشان به ناحق مسلط نشود، بلكه اگر خطايى از ايشان سر زد بر آن بردبارى نمايد و از گناهشان در گذرد، اين در نزد خدا برتر و بالاتر از آن است كه به منظور استيلا پيدا كردن بر ايشان و خوار كردن شرافت ايشان و به وجود آوردن نظامى طبقاتى در امت، از مال خود به ايشان ببخشد.
بدين گونه اسلام هر گونه از انفاق مشروط را از طرف ثروتمندان كه سبب تقويت بزرگى فروشى باطل و تسلط نامشروع ايشان شود، رد مىكند.
«وَ اللَّهُ غَنِيٌ- و خدا بىنياز است،» و به انفاق رياكاران و جز ايشان نيازى ندارد، بلكه محتاج خود انسان است و خداوند سبحانه و تعالى، «حَلِيمٌ- بردبار است،» و بندگان را به عذاب گرفتار نمىكند، بلكه پس از غلبه شيطان بر ايشان مجال را باز مىگذارد تا مردمان به او بازگردند و شيطان را از خود دور كنند.
/ ٤٥٩ [٢٦٤] و در پى آنچه گذشت، قرآن حديث از انفاق را با كلمهاى توجيهى براى مؤمنان دنبال مىكند كه در آن همگان را هشدار مىدهد كه صدقهها به زودى، پس از به كار گرفتن آنها براى مستولى شدن بر فقيران و محرومان بخار مىشود و مىسوزد، و ديگر صدقه دادن سبب رشد مال و ثروت نخواهد شد، و به هيچ وجه مايه رسيدن به رحمت خدا در جهان ديگر نخواهد بود، و براى ما مثل توضيح دهندهاى مىزند و مىگويد: آيا ديدهايد كه چگونه انسان عمل خير را باطل مىكند؟ اين كار شبيهترين چيز به سرزمين كوهستانى سخت است كه كشاورز مشتى خاك بر آن افشانده تا در آن بذرى بپاشد و زراعت كند، ولى باران سيلزا آن مشت خاك را شسته و خاك به طبيعت اصلى خود بازگشته است كه براى كشت و زرع صلاحيت ندارد ... و چنين است حال آن كس كه مال خود را انفاق مىكند، و سپس انفاق را