تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٥ - شرح آيات
/ ١٢٩
طبيعت چگونه فرمانبردار انسان شد؟
رهنمودهايى از آيات
در گفتگويى كه ميان خدا و فرشتگان صورت گرفت، فرشتگان در آفرينش انسان به خدا اعتراض كردند و گفتند كه او به زودى به گناه خواهد پرداخت؛ و خدا حقيقت را به ايشان شناساند و بيان كرد كه چگونه آدمى مىتواند تحمل علم و قدرت را داشته باشد، و اين دو وجه تمايز به عنوان حكمت و هدف براى آفرينش انسان كافى است.
شرح آيات
[٣٠] اكنون به اين گفتگو گوش فرامىداريم
«وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ- و هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت كه مىخواهم جانشينى در زمين قرار دهم، گفتند: آيا كسى را در آن قرار مىدهى كه در آن تباهى كند و خونها بريزد در حالى كه ما به ستايش تو تسبيح مىكنيم و به تقديس تو مىپردازيم.» معنى كلمه «خليفه» چيست؟ چنان مىنمايد كه زمين مسكونى بوده و ساكنان آن نابود شده بودند و خدا مىخواست كسانى را در آن بيافريند كه در پى گذشتگان در آن ساكن شوند، و لذا مقصود/ ١٣٠ آن نيست كه خدا مىخواست جانشينى براى خود يعنى خليفة اللَّه و نايب و وكيل خدا در زمين بيافريند، چه خدا نمرده بود كه كسى جانشين او شود.
ولى ملائكه چگونه اين را دانسته كه آدمى در زمين فساد خواهد كرد؟ آيا