تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨٠ - سنگدلى
بياورند و حال آنكه گروهى از ايشان كلام خدا را مىشنيدند و با آنكه حقيقت آن را درمىيافتند تحريفش مىكردند و از كار خويش آگاه بودند.» همه شرايط آگاهى در ايشان فراهم بود. گوش فرا دادن به علمى كه در وحى جلوهگر بود و قدرت تعقّل و سپس علم و آگاهى، ولى با اين حال سخن خدا را تحريف مىكردند تا مگر به مشتى رهآوردهاى مادّى دست يابند.
[٧٦] خطرناكتر از اين نفاق آنها بود كه در عملكردشان نسبت به مؤمنان صادق رخ مىنمود، چه، آنها ايمان را در واقعيت ردّ مىكردند ولى ظاهرا ادّعاى ايمان داشتند.
«وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا- و هر گاه مؤمنان را ملاقات مىكردند مىگفتند كه ايمان آوردهايم،» و دليل آن هم به دست آوردن غنايم از پيروان مؤمن موسى (ع) بود كه بيشتر اوقات انسانهايى ساده لوح بودند، كسانى كه احبار و رهبان به نام دين مالياتهاى فراوانى را به آنها تحميل مىكردند.
شگفت اين كه اين جماعت هنگامى كه با يكديگر خلوت مىكردند مهر از زبان مىگشودند و اعتراف مىكردند كه كلام خدا را با علم به اين كه كلام خداست/ ١٧٩ تحريف مىكنند، ولى مىكوشيدند اين حقيقت به مردم نرسد تا موجب اعتراض آنها گردد و رسوايى آنها را موجب گردد ولى قرآن آنها را رسوا مىكند، و مىفرمايد
«وَ إِذا خَلا بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ قالُوا أَ تُحَدِّثُونَهُمْ بِما فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ- و چون با يكديگر خلوت كنند گويند: آيا با آنان از دانشى كه خدا به شما ارزانى داشته سخن مىگوييد.» و سپس مىفرمايد
«لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ- تا به يارى آن نزد پروردگارتان بر شما حجّت آرند؟ آيا به عقل درنمىيابيد؟» [٧٧] «أَ وَ لا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ ما يُسِرُّونَ وَ ما يُعْلِنُونَ- آيا نمىدانند كه هر چه را كه پنهان مىدارند و هر چه را كه آشكار مىسازند خدا مىداند؟»