تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٣٢ - فداكارى دژ دستاوردها است
[١٥٢] دليل واقعى و ساده براى اين حقيقت را در نبرد خود با دشمن خواهيد يافت و اين كه خدا چگونه شما را پيروز كرد و شمشيرهاى خود را در تنهاى ايشان داخل كرديد.
ولى اين جنگ طرف ديگرى نيز داشت، خدا كسى را كه به يارى او برخيزد يارى مىكند، اما اگر مؤمنان سستى نشان دهند و اختلافات در ميانشان زياد شود و از اطاعت فرمانده سرباززنند، شايستگى پيروز شدن ندارند و گرفتار شكست مىشوند، و شكست گونهاى از امتحان است و قهرمانان در هنگام شكست شناخته مىشوند.
/ ٦٧٩ اكنون كه جنگ به پايان رسيد و (با پيروزى نخستين و شكست دوم شما)، خدا شما را با فضل و بخشش عظيم خود مىبخشد و عفو مىكند.
«وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ- و در آن هنگام كه آنان را به اذن خدا از پا درمىآوريد، خدا به وعده خود وفا كرد.» شما را پيروز كرد تا به وعده پيروز گردانيدن شما وفا كند، و چنان بود كه شمشيرهاى خود را در تنهاى دشمنان فرومىبرديد، ولى به اين پيروزى مغرور شديد و سستى به جان شما راه يافت.
«حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ- تا اين كه ترسيديد و با يكديگر نزاع كرديد، و پس از اين كه آنچه را كه دوست داشتيد به شما نشان داد، نافرمانى كرديد.» يعنى پس از اين كه پيروز شديد. و اين بدان سبب است كه آدمى، در آن هنگام كه احساس خطر مىكند، به يكى كردن صف خود با صفهاى ديگر مىپردازد، و چون خطر از ميان برداشته شود، احساس آرامش مىكند و در انديشه تقسيم غنيمتها مىافتد. به همين گونه بعضى از مسلمانان در جنگ احد، هنگامى كه خود را در شرف پيروزى و خطر را رفع شده مىديدند، از نقاط حسّاسى كه از آنها پاسدارى مىكردند دور شدند، و دشمن فرصت را غنيمت شمرد و به جنبشى براى محاصره كردن مسلمانان پرداخت، و اينان ناگهان تعادل خود را از دست دادند و