تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٤٢ - شرح آيات
با اين آيه قرآن زمينه را براى بحث كردن درباره موضوع آينده هموار مىسازد و آن: اين كه تنها خلاف مشروع آن خلاف اصولى است كه ميان اهل دنياى تجسم يافته در كفّار و اهل حق وجود دارد.
تقوا ضمانت مؤكدى براى ايستادگى در برابر حالت نفاق است. در آنجا كه آدمى در درون خود به صورت يك شخص زندگى مىكند، و در خارج تظاهر به بودن شخصى ديگر مىكند، و كارهاى نيك را تنها به قصد ريا انجام مىدهد، و اين همه براى آن است كه از داشتن روح تقواى درونى بهرهاى ندارد.
شرح آيات
[٢٠٤] «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ- و بعضى از مردم چنانند كه گفتار ايشان درباره زندگى دنيا تو را خوش آيد، و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه مىگيرند.» در صورتى كه
«وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ- شديدترين مخاصمه كنندگانند،» و در مجادله سخت لجاج مىورزند.
[٢٠٥] «وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ- و چون رو گردانند، در زمين براى تباهى كوشند و كشت و نسل را از ميان برمىدارند، و خدا فساد و تباهى را دوست ندارد.» اينها صفات اساسى منافق است كه شماره آن چهار مىباشد
اول: اين كه درباره آنچه به زندگى مربوط مىشود كلام شيرين و دلچسب دارد، چنان با اشتها و آب دهان روان شده سخن مىگويد كه تو گويى از بهترين دوست قلبى خود سخن مىگويد؛/ ٣٦٣ و اين صفت از اين احساس منافق برمىخيزد كه سهم خود را از دنيا كم مىبيند، و به همين سبب چندان شهوت و اشتهايى نسبت به آن نشان مىدهد كه همچون اشتهاى شخص گرسنه نسبت به گرده نان است.
دوم: او دروغ مىگويد و مىداند كه دروغ مىگويد، و براى آنكه بر دروغ