تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٨٤ - شرح آيات
خدا سخن مىگويد نسنجيده پيروى نكنيم، بلكه بايد با خود بينديشيم كه از چه كسى تبعيت مىكنيم و چگونه بايد به اين كار بپردازيم.
اين درس مكمل درس گذشته است كه به شرايط نهضت امت ارتباط داشت، چه از آشكارترين اين شرايط وحدت توجيه فرهنگى براى امت است.
شرح آيات
[١٥٨] چنان كه در آيات ديگر آمده، خدا به ابراهيم فرمان داد كه همسر خود هاجر و پسرش را در دره لم يزرعى در مكه ساكن كند و سپس خود آنان را ترك گويد. ابراهيم و همسرش هر دو فرمان خدا را اجابت كردند، و چون هاجر در محل سكونت خود مستقر شد، طفل شيرخوار او تشنه و خواستار آب شد. هاجر به جستجوى آب برخاست و قطرهاى آب نيافت، و در آنجا دو كوه وجود داشت كه هاجر ميان آنها در طلب آب مىگشت و در صدد آن بود تا كسى را بيابد و از او براى رفع تشنگى فرزندش مدد بگيرد؛ و چون هفت بار دويدن ميان آن دو كوه پايان يافت، آثار آب را در زير پاى فرزندش اسماعيل مشاهده كرد. پس خداوند متعال دويدن ميان اين دو كوه را به ياد بود آن حادثه از آداب سفر حج قرار داد تا همچون نشانهاى براى يادآورى از هاجر و رمزى براى سعى و تلاش آدمى در راه خدا بوده باشد. ولى مشركان دو پاره سنگ بر صفا و مروه گذاشتند و داستانى خرافى براى آن تراشيدند و آن سنگها را مىپرستيدند و به خاطر آنها ميان دو كوه به دويدن مىپرداختند؛ و بنى اسراييل طواف ميان دو كوه را به مناسبت آنكه مردمان جاهليت دو بت بر روى دو كوه قرار داده بودند، وهمى بيش نمىدانستند، و آيهاى در ابطال اين تصور بدين صورت نازل شد
«إِنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ- همانا صفا و مروه از شعائر الهى هستند.» شعيرة همان نماد است، زيرا راهنماى ايمان است و به مكان عبادت اطلاق مىشود، همچون نماز و حج و نظاير آن. طبرسى (رض) در مجمع البيان