تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٧ - يگانهپرستى جوهر وحدت
«قُلْ أَ تُحَاجُّونَنا فِي اللَّهِ وَ هُوَ رَبُّنا وَ رَبُّكُمْ- بگو: آيا درباره خدا با ما جدال مىكنيد، و حال آنكه او پروردگار ما و پروردگار شما است؟» به شما نمىگوييم كه از ما پيروى كنيد، بلكه شما و خودمان را به سوى خداى يگانه مىخوانيم، بىآنكه به تمايز نژادى ميان خودمان و شما اشاره كنيم.
«وَ لَنا أَعْمالُنا وَ لَكُمْ أَعْمالُكُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ- و كردار ما براى خود ما است، و كردار شما براى خود شما، و ما نسبت به او پاك و مخلصيم.» به همين گونه از شما مىخواهيم كه نسبت به او مخلص باشيد، چه، اين دعوت همچون دعوتهاى پيشين آلوده به شرك و گمراهى يا نژادپرستى يا باليدن به سرزمين و جز اينها نيست ... دعوتى خاص براى خداى پروردگار همه مردم است.
[١٤٠] و اين دعوت درست همان دعوت پيامبران است، چه، غير ممكن است كه دعوت آسمانى متوجه به مردمى غير از مردمان ديگر باشد، از آن روى كه خدا پروردگار همه مردمان است، و همه آنان را از زن و مرد او آفريده و بعضى از آنان را فرزندان خود نگرفته است، پس چگونه ممكن است ميان آنان تفاوت قايل شود، بلكه آنچه در رسالتهاى آسمانى از نژادپرستى و مصلحت جويى و جز اينها مىبينيم، همه از چيزهايى است كه/ ٢٦٦ مردمان از پيش خود به دروغ و ستم بر دين افزودهاند و باز به دروغ گفتهاند كه پيامبران اينها را از جانب خدا آوردهاند.
«أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطَ كانُوا هُوداً أَوْ نَصارى قُلْ أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ- يا اين است كه مىگويند: ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندانش يهودى يا نصرانى بودند؛ بگو: آيا شما داناتريد يا خدا؟» خدا مىگويد كه آنان جز پيامبران خدا نبودند، و شما مىگوييد كه چنين و چنان بودند. حتى در آن هنگام كه مىدانستند نژادپرستى و جز آن از اضافات خودشان است كه به افترا آنها را به خدا نسبت داده بودند و كذب محض است، باز چنين مىكردند و بدين گونه به تحريف دين خدا مىپرداختند.
«وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا