تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٩ - شرح آيات
پاسخ آن است كه سبب گمراهى فسق و نافرمانى است، و آن فاسق كه حقوق ديگران را مراعات نمىكند،/ ١٢٢ بلكه در آن مىكوشد كه خودپرست باشد و تنها در پيرامون مصالح خويش بچرخد و به آنچه اينها فرمان مىدهند عمل كند. و اين فاسق تنها كسى است كه گردنفرازى و استكبار را پيشه خود ساخته است؛ بدان سبب كه نمىتواند ديگران را ببيند، تنها خود را مىبيند و تو گويى كه تنها او در اين جهان زندگى مىكند. پس چگونه مىتواند از تجربههاى اشخاصى ديگر، كه اساسا معتقد به وجود داشتن ايشان نيست، بهرهگيرى كند؟
و بدين گونه روش قرآن در علم ميان اصولى از اخلاق و علم تشكيل مىشود كه در آيه ذيل آن را شرح خواهيم داد
«إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها- خدا از آن شرم ندارد كه از پشهاى تا بالاتر از آن مثل زند.» در آن صورت كه خداوند قادر متعال از آن شرم و پرهيز ندارد كه به پشهاى، از آن روى كه نمايانگر گوشهاى از حق است مثل بزند، ما آدميان را چه شده است كه براى بهرهمند شدن از پشه و بالاتر از آن استكبار ورزيم؟
«فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ- پس كسانى كه ايمان آوردهاند مىدانند كه آن حق و از پروردگار ايشان است.» چرا كه ايمان آوردهاند، و حق را، در هر جا كه يافت شود، حتى در يك پشه كوچك تقديس مىكنند.
«وَ أَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلًا- و اما كسانى كه كافر شدهاند، مىگويند كه: خدا از آوردن اين مثل چه منظورى داشته است» و در واقع بدان مىماند كه پشه را مورد استهزا قرار مىدهند و از ارزش آن مىكاهند. و خدا مىگويد: چنين نيست، و پشه ممكن است مايه گرفتارى شود و يك خط جدايى ميان دو طايفه بزرگ از مردم به وجود آورد كه
«يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً- گروه فراوانى به آن گمراه و گروه فراوانى به آن رهيافته مىشوند.»