تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٤٣ - مباهله وسيلهاى براى كشف حق است
«فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِالْمُفْسِدِينَ- پس اگر رو گرداندند، خداوند بر مفسدان آگاه است.» [٦٤] ابتهال روشى بود با اين هدف كه كافران از اهل كتاب را به رسالت قانع كند؛ و روش ديگر طرح ريختن راهى است براى ايجاد توافق مندرج در اين آيه كه مردمان را به برابرى در زمينه توحيد دعوت مىكند، كه در آن چيزى در طرز تفكر و رفتار شريك خدا نمىشود، و همه ارزشهاى اجتماعى جز عنصر حق سقوط مىكند و ديگر نژاد و قوم و مرد و ... و .. و .. وجود ندارد.
/ ٥٨٠ همه اينها مىبايستى فروريزد، از آن رو كه شرك به خدا است، و سپس استعباد و ديگران را بنده خود دانستن نيز بايد ساقط شود، و هيچ كس جز خدا ارباب ديگرى نباشد. ديگر رهبرى و استعباد و ستم و فشار و خفقان وجود نخواهد داشت.
دعوت حقيقى توحيد چنين است، تا عالمى به وجود آيد كه حق بر آن فرمان مىراند و ارزشهاى گمراهى در آن نابود مىشود، و ارزش تسليم انحصارى به خدا بدون هيچ گونه استعباد بالا مىرود.
«قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ- بگو: اى اهل كتاب، بياييد تا بر كلمهاى كه ميان ما و شما برابر است گرد آييم، به اين كه جز خدا را نپرستيم.» و اين كلمه توحيدى است كه به معنى مشرك نبودن به خدا در ارزشها است.
«وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً- و كسى را با او انباز نكنيم.» كه اين كلمه به معنى شريك قرار ندادن براى خدا در رهبرى و پاسدارى از آزادى شخصى است.
«وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ- و بعضى از ما بعضى ديگر را به جاى خدا آقا و خواجه نگيريم، پس اگر رو گرداندند، بگوييد: گواه باشيد كه ما مسلمانيم.» و زود باشد كه اين اصول را به عنوان چيزى اضافى مورد تطبيق قرار ندهيم،