تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٦ - شرح آيات
بِإِحْسانٍ- پس هر كه چيزى از خون برادرش را به او ببخشند، بايد (صاحب خون) از راه نيك پيروى كند و (ديه دهنده) به نيكى و خوشى بپردازد.» خداى متعال در پيرامون مقررات شرعى خود اثرى از احساس و عاطفه بر جاى مىگذارد تا روش عمل چنان سخت نباشد كه با اوضاع و احوالى خاص سازگارى پيدا نكند. در اين جا به صاحب خون حق مىدهد كه از قصاص چشم بپوشد تا صاحب خون و شخص قاتل به صورت برادران يكديگر درآيند. و بر قاتل است كه اين برادرى تازه را به نيكى و احسان مراعات كند، يعنى واجب است كه جنايت به صورت عامل اصلاحى در زندگى شخص جانى درآيد، و بدين صورت وى صاحب معروف مىشود و بايد ديه را بنا بر آنچه متعارف است بپردازد، و نيز صاحب احسانى شود كه براى خوشحال كردن كسان شخص مقتول به هر وسيله ممكن متمسك شود.
«ذلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ- اين سبك كردن (رنجى) از جانب پروردگار شما و بخششى از او است.» اسلام، دين قانون و در عين حال دين رحمت است. قانون معين دارد، ولى همراه با پشتوانهاى از رحمت است كه در اوضاع و احوال خاص از سختى قانون مىكاهد. اين رحمت بدان سبب وضع شده است كه شخص جانى بر اثر آن به انسان صالحى در اجتماع مبدل شود، ولى اگر اين رحمت نسبت/ ٣٢٢ به او چنان باشد كه وى را بر دنبال كردن كارهاى جنايى خويش تشويق كند، البته لازم است اجتماع با او به صورت قاطع عمل كند.
«فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ- و هر كس پس از اين تجاوز و تعدى كند، براى او عذابى دردناك است.» [١٧٩] قصاص براى چيست؟ براى چه به زندگى كسى خاتمه مىدهيم كه به زندگى شخص ديگرى پايان داده است؟ آيا اين زندگى دوم مثل زندگى اول محترم نيست؟
البتّه محترم است، ولى ما به اين يا آن زندگى به آن اندازه توجه نداريم كه