تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٦ - معناى واژهها
/ ١٧٥
معناى واژهها
٧٤ [قست]: قسوة يعنى سنگدلى، عبارت است از رفتن نرمى و مهربانى از قلب، و سختى كردن در هر چيز، و ضد آن رقّت يعنى نرم دلى است.
[غافل]: غفلت سهو كردن درباره چيزى است، و آن بيرون رفتن معنى از ذهن است پس از آنكه در آن حضور پيدا كرده بود.
٧٥ [ا فتطمعون]: طمع تعلق خاطر است نسبت به چيزى كه آن را سودمند مىدانيم، و نظير آن است امل و رجاء يعنى آرزومندى و اميدوارى؛ و ضد آن يأس و نوميدى است.
٧٦ [ا تحدثونهم]: حديث و خبر و نبأ نظير يكديگرند و تحدثونهم مشتق از حدوث است و تو گويى خبر دادن از حوادث و پيشامدهاى زمان است.
[فتح]: فتح، در اصل گشودن بسته است و در جاهاى فراوان به كار مىرود، از جمله در حكم: «اللهم افتح بيننا و بين فلان» يعنى خدايا ميان من و فلانى تو حكم كن؛ و از آن است صورت گرفتن، همچون در «متى هذا الفتح» يعنى آيا زمان صورت گرفتن اين فتح چه وقت خواهد بود؛ و نيز به معنى پيروزى است و گفته مىشود