تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٣١ - شرح آيات
شايسته است آن را بخواند، و كسانى كه كتابهاى خود را براى تحريف كردن آنها مىخوانند زيانكارند.
در پايان درس قرآن دو آيهاى كه سخن از بنى اسراييل با آنها آغاز شده بود تكرار مىكند كه مشتمل بر تشويق و تهديد است و خلاصهاى از برتر شمردن بنى اسراييل بر جهانيان در زمانهاى گذشته آمده است.
شرح آيات
[١١١] آيا پروردگار ما با الفاظ فريب مىخورد؟ و آيا هر كس گفت كه من مسلمان يا يهودى يا نصرانيم، خدا بر فور مىپذيرد و او را به بهشت مىبرد؟
هرگز! او خواستار عمل صالح است.
پس چرا بعضى از مردم چنان تصور مىكنند كه اسلام آوردن به تنهايى براى ارتباط دادن يكى از مردم به خدا بسنده است؟
پاسخ: بدان سبب كه اينان دين را عبارت از مجموعهاى از آرزوها و رؤياها مىدانند، و كلمات و احكام آن را بهگونهاى تفسير مىكنند كه با رؤياهاى زيبا و آرزوهاى خوش ايشان سازگار باشد. دين را همچون ماده مخدرى در نظر مىگيرند كه در زمان خاص دشواريهاى پيچيده را از ياد آنان مىبرد، و آرزوى زندگى بهترى به ايشان مىبخشد كه بدون عمل و فداكارى و از دست دادن چيزى برايشان فراهم خواهد آمد. اما واقعيت آن است كه چنين دينى تنها در اذهان ايشان وجود دارد. اما دين در نزد خدا چيزى ديگر است، و چون به گفته خدا گوش دهيم، دين را چيزى متناقض با آن مىيابيم
«وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ- و گفتند: هرگز كسى به بهشت در نيايد جز آنكه يهودى يا نصرانى باشد؛ اين آرزوها و دلخوشيهاى ايشان است،» كه خود را به آن فريب مىدهند، و اين دين خدايى نيست،/ ٢٣٩ چه به محض آن كه اين گونه آرزومنديهاى كودكانه در معرض تابش عقل قرار گيرد، گداخته و آب