تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٨١ - چه كس تأويل را مىداند؟
فتنه
تأويل پس از فتنه مىآيد، چه فتنه كه ستم كردن بر مردم است پس از تأويل مىآيد، چه آدمى جز براى سر فرود آوردن در برابر فشارهاى شهوتها منحرف نمىشود كه نتيجه آن غصب كردن حقوق ديگران است، كه در منطق قرآن به نام فتنه خوانده مىشود.
علامت انحراف تأويل و گزارش غير علمى است، و علامت تأويل غير علمى هدف قرار دادن فتنه. و ما مىتوانيم انحراف عقلى را از مظاهر اجتماعى (ستمگرى اجتماعى) كشف كنيم، و پيدا شدن منفيگرى در انديشه سادهترين دليل براى خطا بودن خود انديشه است. و به همين سبب قرآن آگاهى مىدهد كه هدف انديشه نادرست رسيدن به نتايج ستمگرانه است. مىگويد
«فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ- يعنى منحرفان نفسى كسانى هستند كه آيات واضح و روشن را ترك مىكنند و به آيات/ ٥١٤ دشوار مىپردازند تا آنها را بر حسب هواهاى نفسانى خويش و براى ستم كردن به مردم و غصب حقوق ايشان تأويل كنند.»
چه كس تأويل را مىداند؟
«وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ- و تأويل آن را كسى جز خدا نمىداند و راسخان در علم.» تأويل درست، يعنى تطبيق صحيح ارزشهاى وحى يا عقل بر موضوعات خارجى، جز در نزد خدا و استواران در علم يافت نمىشود؛ آيا اين راسخان در علم كيانند؟
آنان كسانى هستند كه تنها به علم داشتن به چيزها قناعت نمىكنند، بلكه در علم به غور كردن و فراوان نگريستن و انديشيدن در آن چندان ادامه مىدهند تا پاهاى ايشان قرص و محكم در سرزمين علم استوار شود، و در اين هنگام مىدانند كه