تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٠ - نوشتن دين
بايد بنويسد به او به حق املا كند،» و نه اين كه هر چه دلش خواست بنويسد،/ ٤٧٩ چه وام گيرنده در معرض آن است كه در پايان مدت مورد مطالبه قرار گيرد و بر وى لازم است كه بيشتر از آنچه بر وى واجب خواهد شد آگاه شود.
«وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً- و از خداى پروردگار خود بترسد و چيزى از آن را نكاهد.» و در اين جا نقش تقوا آشكار مىشود، چه ممكن است وام گيرنده به حقه بازى بپردازد و در ضمن نوشتن به همه دينى كه دارد اعتراف نكند يا مهلت پرداخت آن را تغيير دهد، و بنا بر اين لازم است از همان آغاز با ترس از خدا براى خوردن مقدارى از مال مردم نوشته رسمى را تغيير ندهد.
«فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً- پس اگر كسى كه صاحب حق است كم خرد يا ناتوان باشد،» كه اين ناتوانى ممكن است بر اثر بيمارى يا خردسالى بوده باشد، «أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ- يا نتواند آنچه را كه بايد نوشته شود املا كند،» «فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ- پس ولى او بايد بنويساند (املا كند)، و دو گواه مرد را به گواهى گيريد،» بر روى يك ورقه رسمى.
«فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ- و اگر دو مرد نباشد، پس يك مرد و دو زن از گواهانى كه به ايشان خرسندى مىدهيد (چنين كنيد).» يعنى از كسانى كه به سبب طرف اعتماد بودن ايشان گواهى آنان پذيرفته مىشود، ولى آيا به چه دليل زن در گواهى دادن نسبت به مرد عقب افتاده است؟
سبب آن است كه زن گاه به ياد آن گواهى كه داده است، به سبب منصرف شدن از آن، نمىافتد، چه معمولا اشتغالهاى خانگى از گونه ديگر دارد، و