تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٦ - معناى واژهها
سوگند يا به وثيقههاى ديگر.
[الطّور]: طور نام كوهى است كه موسى بن عمران (ع) در آن به مناجات و سخن گفتن با خدا پرداخت.
[بقوّة]: قوّة به معنى قدرت است و آن عرضى است كه موجود زنده به آن توانا مىشود.
٦٤ [توليتم]: يعنى اعراض و دورى كرديد، و تولّى به معنى پشت كردن و كسى را پشت سر خود قرار دادن است و سپس در مورد هر كس به كار مىرود كه از اطاعت امرى خوددارى ورزد و روى از آن بتابد.
٦٥ [علمتم]: يعنى دانستيد و شناختيد، و از آن است «لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ يَعْلَمُهُمْ»: آنان را نمىشناسيد، خدا آنان را مىشناسد.
[اعتدوا]: يعنى ستم كردند و از حدّ خود فراتر رفتند.
[السبت]: روز شنبه است. و گفتهاند بدان سبب اين روز، بدين نام خوانده شده كه هر چيز در آن آفريده و قطع و از آن فراغت حاصل شد. و گفتهاند چون در آن روز جهودان كارهاى خود را قطع مىكنند چنين ناميده شده است، و مأخوذ از راحت و آرامش است همچون گفته خدا «وَ جَعَلْنا نَوْمَكُمْ سُباتاً».
[خاسئين]: خاسئ به معنى دور شده و طرد شده است.
٦٦ [نكالا]: نكال ترساندن ديگرى و اصل معنى آن منع است بدانروى كه از نكل گرفته شده و آن به معنى قيد است، و عقوبت بدان سبب نكال ناميده شده كه شخص را از ارتكاب چيزى كه سبب نكال مىشود بازمىدارد.
[موعظة]: از وعظ به معنى ترساندن است.