تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٣٦ - عبرتهايى از شكست
به اوضاع پيش از آن قياس مىكردند، و گمانشان اين بود كه مقياس پيروزى با شكست تنها چند كشته يا زخمى است و، از سوى ديگر، اين را كه خدا و رسول او و رسالتش نقشى در نيروى لشكرى و تحقق يافتن پيروزى داشته باشند، بعيد مىدانستند.
و پندار ايشان چنين بود
«يَقُولُونَ هَلْ لَنا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ- مىگفتند: آيا كار ما به جايى خواهد رسيد؟» بيش از آنكه در فكر رسالت باشند در بند خود بودند و مىخواستند هر چه زودتر و بدون فداكارى به مكاسب و دستاوردهاى شخصى خود برسند.
«قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ- بگو: همه كار به دست خدا است.» و شما بايد در فكر پيروزى رسالتى باشيد كه خدا به آن توجه دارد، نه در بند پيروزى خود.
«يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ ما لا يُبْدُونَ لَكَ- پيش خود چيزهايى پنهان داشتند كه بر تو آشكار نمىكردند.» خودپرستى و ترس شديد بر آن و بىايمانى به خدا و بىتوجهى به پيشرفت رسالت را پنهان مىكردند.
/ ٦٨٣ «يَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا- مىگفتند: اگر كار به دست ما مىبود، در اين جا كشته نمىشديم،» و تو گويى كه مقياس پيروزى عبارت از پيروزى افراد ايشان است نه پيروزى امت به عنوان امت، يا پيروزى رسالت الاهى.
«قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلى مَضاجِعِهِمْ- بگو: اگر در خانههاى خود هم بوديد، آنان كه كشته شدن برايشان نوشته شده، به خوابگاه (قتلگاه) خود درمىآمدند.» بدان سبب كه آن كشته شدگان كسانى غير از شمايند و با شما اختلاف دارند؛ آنان كسانى هستند كه خدا آنان را به شهيد شدن دعوت كرد و لبيك