تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٣٨ - نقش گناهان در شكست
قلبهايشان شده كه آنان را وسوسه كرد و از اقدام كردن در راه خدا آنان را منحرف كرد.
«وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ- و خدا از آنان درگذشت، كه خدا آمرزنده و بردبار است،» و به آنان مهلتى تازه داد تا اختيار خود را، خير يا شر، به كار اندازند.
[١٥٦] مؤمن در شهادت حياتى تازه مىبيند، ولى كافر آن را پايان ابدى زندگى مىداند، و لذا هنگامى كه يكى از نزديكش شهيد شود، حسرت مىخورد. و كافران از اهل كتاب (بر خلاف عقايد دينى خود) چنان مىپنداشتند كه مرگ آخرين پايان است، و چون يكى از ايشان در ميدان نبرد كشته مىشد، قتل او آنان را به ترك جنگ دعوت مىكرد، چرا كه خسارتى محسوب مىشد و حسرتى را در دلهاشان منعكس مىكرد، ولى مؤمنان از داشتن چنين حالتى ممنوع شدند، از آن روى كه به معنى كفر ورزيدن به خدا و به روز ديگر بود.
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد، همچون كسانى مباشيد كه كافر شدند و به برادرانشان، در آن هنگام كه به سفر مىرفتند،» و از شهرى به شهر ديگر در راه خدا هجرت مىكردند، يا براى تحقق بخشيدن به امور مهم رسالت روانه مىشدند و مىمردند، «أَوْ كانُوا غُزًّى- يا از جنگجويان بودند،» و در راه خدا مىجنگيدند و كشته مىشدند، درباره ايشان مىگفتند
«لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا- اگر نزد ما بودند، نه مىمردند و نه كشته مىشدند.»/ ٦٨٥ داشتن چنين نظر كفرآميز به مرگ يا كشته شدن آنان را براى كشتگانشان سخت دچار حسرت مىكرد.
«لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ يُحْيِي وَ يُمِيتُ- تا خدا اين را حسرتى در دلهاى ايشان قرار دهد؛ و خدا زنده مىكند و مىميراند.»