تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٨ - بندگان نياكان
[١٧١] و مثل اينان مثل طوطى است كه هر چه را ديگرى بگويد، بىآن كه چيزى از آن بفهمد، تكرار مىكند. اينان قدرت انديشيدن و استقلال فكرى و فرهنگى را از دست دادهاند
/ ٣١٢ «وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً- و مثل كسانى كه كافر شدند همچون مثل كسى است كه بانگ بر كسى مىزند كه جز آواز و صدايى مبهم چيزى نمىشنود.» و اين گونه كسان در واقع، «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ- كر و گنگ و كورند و چيزى نمىفهمند.» زيرا فايده گوش و زبان و چشم، شناخت است و اگر شناختى نباشد احساسى نخواهد بود.
اين يك مثل بود از مردمى كه از استقلال بهرهاى ندارند، و از پرستش كسانى جز خداى يگانه هنوز آزاد نشدهاند، و در نتيجه از موهبت عقلى كه خدا به ايشان ارزانى داشته بهرهاى نمىبرند.
[١٧٢] و مثل ديگرى كه قرآن مىزند، از واقعيت پيروى از مردان دين تحريف كننده كلام خدا است، و آنان نيز صورت ديگرى از واپسماندگى اجتماعى محسوب مىشوند كه نظامهاى فاسد را تأييد مىكنند؛ و پيش از آنكه قرآن اين مثل را بزند، بازمىگردد و ما را به بهرهمندى از نعمتهاى خدا فرمان مىدهد
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ- اى كسانى كه ايمان آوردهايد، از پاكيزههايى كه روزى شما كردهايم بخوريد.» و باشد كه خطاب اين مرتبه تنها متوجّه مؤمنان است، در صورتى كه در آيه پيشين جنبه عام داشت،/ ٣١٣ و ممكن است هدف كوبيدن و طرد اين طرز تفكر بوده باشد كه دين عقب ماندگى و ارتجاع و دورى گزيدن از چيزهاى پاكيزه است، كه عمل مردان و متوليان دين تحريف كننده چنين بوده است، و مىخواسته است عكس آن را به اثبات برساند و بگويد كه دين به پيشرفت و تكامل و بهرهمند شدن از