تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩٣ - معنى تقوى
تقوا عبارت از وجود داشتن مانعى در نفس است كه آن را از افراط كردن در شهوت بازمىدارد.
/ ٥٢٦ [١٧] اما مظاهر خارجى تقوى صفات نفسى آينده است كه به يكديگر وابستهاند و به دنبال هم مىآيند
الف: صبر و بردبارى.
شكيبايى براى صرف نظر كردن از شهوات و جلوگيرى از رسيدن آنها بر مرحله افراط. اين نخستين و اساسيترين صفت مؤمنان به روز ديگر است، و آنكه در برابر شهوات بردبارى نمايد، از انحراف از حق دور مىشود و در اين صورت صادق است.
ب: صدق و راستى و آن تعبيرى از مستقيم بودن بر حق است، و هر انحرافى كه بر قلب انسان عارض شود، ناگزير در سخن او بهگونهاى يا به گونه ديگر آشكار خواهد شد، چه ممكن نيست كه آدمى در انحراف عملى استمرار داشته باشد بىآنكه در گفتارش ظاهر شود.
و آن كس كه ملتزم به صدق باشد، ناگزير به اصلاح انحراف خود خواهد پرداخت. كسى به نزد امام صادق عليه السلام آمد و از او درخواست كه اندرز كوتاهى به او بدهد، پس به او گفت: دروغ مگو.
ج: فرمانبردارى از حق پس از آنكه نفس به صبر بر هواهاى نفسانى و راستى و راستگويى پرورده شد، آماده قبول حق مىشود. چه در اين هنگام مانع عمده پيروى حق كه پيروى هواى نفس بود از ميان رفته است و بنا بر اين با رضاى خاطر خود را تسليم حق مىكند.
د: انفاق/ ٥٢٧ سادهترين و آشكارترين مظهر فرمانبردارى از حق بخشندگى و انفاق است، چه تا زمانى كه نفس آزمند و بخيل باشد، معلوم نيست كه عملا پيروى حق كند.