تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٦ - اگر بخواهى نميرى
آن زمين خشك به صورت مزرعهاى بارور درمىآيد، پس اگر تلاش و انتظار او نبود، آيا اين امكان وجود داشت كه به نتيجهاى برسد؟ هرگز! همچنين امت بايد كه صبر كند، و براى آينده دور به تلاش و كوشش خود ادامه دهد،/ ٢٨٧ و در آنچه پس از اين خواهد آمد، قرآن مثلهايى از صبر براى ما مىزند.
اگر بخواهى نميرى
[١٥٤] آغاز صبر خرسندى جانى براى فداكاريها است، و قرآن فداكاران در راه خدا را در قله مجد و افتخار اجتماعى قرار مىدهد تا از اين راه ديگران را به راهپيمايى در راه آنان تشويق كند.
«وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ- كشته شدگان در راه خدا را مردگان نخوانيد بل زندگانى هستند كه شما نمىفهميد.» زنده هستند زيرا كشته شدن آنها را از حياتى به حيات ديگر منتقل كرده است، از حيات جسمانى به حيات روحانى و از حيات ظاهرى به حيات حقيقى، و شهادت نيست مگر درى كه از آن به بهشت خدايى وارد مىشوند و زندگان هستند زيرا كه فرصت زندگى را براى هزاران نفر فراهم آوردهاند.
بزرگ منشى و بزرگوارى زندگى است، و آزادى زندگى است، و زيستن با خوشبختى زندگى است، و آن كس كه در راه اين اصول و مبادى دينى بميرد، در اين مبادى زنده است. درختى را كه از خاك بيرون آوردهاند تا هر شاخه آن پايه درختى تازه شود، نمرده است و هرگز نخواهد مرد، و دانهاى كه زير خاك دفن شده است تا روزى به يك خوشه تبديل شود، نمرده است و هرگز نخواهد مرد.
شهيدى كه زندگى خود را وقف اصول رسالتى خود ساخته، و سپس براى زنده ماندن اين مبادى جان خود را از كف داده، نمرده است. و امتى كه شهيدان خود را گرامى و ياد آنان را زنده نگاه مىدارد، امتى زنده است و هرگز نخواهد مرد.
[١٥٥] آنكه شهيد از دنيا مىرود، زنده است و در نزد خدا روزى خود را