تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٢٥ - ربيون چگونه مىجنگيدند
ترس و جزعى است كه نصيب انسان ساده در ميدان جنگ مىشود و از خود مىپرسد: جنگ براى چيست؟ چرا بايد بجنگيم، و چرا بايد مردم را بكشيم؟
قرآن در دلهاى مؤمنان آرامش و اطمينان و احساس رضايت موقتى از اين واقعيت را ارزانى مىدارد و در وقت خود آن را به احساسى عاليتر تبديل مىكند، و نظر او را متوجه ابعاد مثبت مسئله مىسازد، و آن شكر خدا براى نعمتهاى او و عمل كردن به مسئوليتهاى برخاسته از اين نعمتها است.
ربّيّون چگونه مىجنگيدند
[١٤٦] و جنگ در تاريخ رسالتها چيز تازهاى نيست. از قديم در كار بود، و جنگاوران رسالتى (ربيون) از مبرزترين كسانى بودند كه قدم به ميدانهاى جنگ مىنهادند، سستى نفسانى (ترس و فزع و دودلى) و ضعف بدنى و كسلى به ايشان راه نداشت، بلكه با اطمينان قلبى و با بدنهاى نيرومند و با برخوردارى از نشاط جنگى به مبارزه برمىخاستند و بردبارى نشان مىدادند و خدا در دنيا پيروزى نصيب ايشان مىكرد و در آخرت فردوس برين.
«وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ- و چه بسيار پيامبران كه مردان خداى فراوان همراه با ايشان كارزار كردند.» كلمه «كأين» دلالت بر زيادى شماره دارد، و كارزار كردن همراه با او دليل بر آن است كه خود پيغمبران نيز به نبرد برمىخاستند، و ربّيون منسوب به ربّ هستند، يعنى مجاهدان در راه خدا.
«فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ- و از آنچه در راه خدا به ايشان رسيد دچار سستى و زبونى نشدند و درمانده و ناتوان نماندند؛ و خدا بردباران را دوست مىدارد.» عناصر پيروزى در نزد ايشان كامل بود: نيرومندى روحى و قناعت به تفكر و آمادگى براى فداكارى در راه آن، و نيروى بدنى و مادى و نشاط و بردبارى.