تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٢٧ - نامهاى عيسى و خصائص او
اراده خدا و مشيت او به صورت يك فرمان الاهى تجسّم پيدا مىكند كه از آن به كلمه تعبير كرده است، از آن رو كه هر امرى كه از ما صادر مىشود كه قرآن به مستواى فهم ما با ما سخن مىگويد، از آن به كلمه تعبير مىشود، ولى خدا چرا او را (مسيح) ناميده است؟ براى آنكه
براى خود منزلى اختيار نكرد و از جايى به جاى ديگر نقل مكان مىكرد و مردم را به خدا مىخواند.
عيسى پسر خدا نبود، بلكه پسر مريم بود، و لذا قرآن او را به مريم نسبت مىدهد، در صورتى كه پيامبران ديگر را به پدر يا مادر يا عشيره نسبت نمىدهد، و مثلا در قرآن تعبير (محمد بن عبد اللَّه) مشاهده نمىشود.
«وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ- در دنيا و آخرت ارجمند و از نزديكان است،» و كيست كه در وجاهت و شهرت و منزلت از «عيسى» بالاتر باشد كه امروز مليونها نفر از مردم او را تقدير مىكنند؟! اما در نزد خدا او پيامبرى وجيه و از انبياى اولو العزم است كه خدا آنان را بر جهانيان برترى بخشيده و از نزديكان و مقربان به خود قرار داده است.
[٤٦] «وَ يُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلًا وَ مِنَ الصَّالِحِينَ- و با مردم در گاهواره و هنگام پيرى سخن مىگويد و از نيكوكاران است.» پس او تنها مردم را به خدا نمىخواند بلكه خود را نيز به خدا مىخواند، و مخلصانه خدا را مىپرستد.
[٤٧] «قالَتْ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ قالَ كَذلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ ما يَشاءُ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ- گفت
پروردگارا، چگونه مرا فرزندى خواهد بود و حال آنكه دست آدمى به من نرسيده! گفت: خدا بدين گونه هر چه را بخواهد مىآفريند؛ چون چيزى را مقدر كند، به آن مىگويد باش، پس مىباشد.» «مريم» صديقه ترسيد و گرفتار تعجب و دهشت شد كه چگونه خدا به او