تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١١ - معناى واژهها
معناى واژهها
٣١ [تحبون]: محبت به معنى اراده و خواستن است كه گاه به مراد نسبت داده مىشود و گاه به معنى متعلق به مراد كه گاهى مىگويى «زيد را دوست مىدارم» و گاهى ديگر مىگويى «اكرام زيد را دوست مىدارد». و محبت بنده نسبت به خدا به معنى خواستن طاعت است، و محبت خدا نسبت به بنده.
٣٣ [اصطفى]: برگزيد، مأخوذ است از صفوة و صافى به معنى پاك از زنگ كدرى در مشاهده مىباشد.
٣٥ [محررا]: محتمل يكى از دو امر است، يكى از آن به معنى آزاد شده و مأخوذ از حريت، و ديگرى از تحرير كتاب به معنى پاك كردن آن از فساد و اصلاح آن است.
٣٦ [وضعتها]: يعنى آن را زادم.
٣٧ [فتقبلها]: آن را پذيرفت.
[كفلها]: يعنى متكفل و ضامن هزينه او شد.
[المحراب]: جايگاه امام در مسجد براى نماز گزاردن و اصل معنى آن برترين و بالاترين محل نشستن است، و به مسجد نيز محراب گويند، و به قولى از حرب به معنى جنگ گرفته شده چون جايگاه محاربه با شيطان است.
٣٩ [سيدا]: مأخوذ از سواد شخص است، و گفته شده كه به