تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٤ - معناى واژهها
است، همچون «بعث راحلته» كه به معنى بلند كردن شتر از جايى است كه در آنجا قرار گرفته؛ و لذا به روز قيامت «يوم البعث» گفته مىشود، چه مردمان را از گورهاشان برمىانگيزند و به محل رسيدگى به حساب مىبرند. و اصل بعث به معنى فرستادن و ارسال رسول است.
٥٧ [ظللنا]: ظلة و سترة و غمامة نظير يكديگرند. و به سياهى شب از آن روى ظل مىگويند كه چيزها را مىپوشاند.
[الغمام]: به معنى ابر است و پارهاى از آن غمامة ناميده مىشود؛ و به آن سبب چنين خوانده شده كه آسمان را مىپوشاند و غمّ به معنى پوشاندن است.
٦١ [ادعوا]: دعاء به معنى بانگ بر آوردن و ندا كردن است و هر كس خداى خود را به دعا بخواند او را طرف خطاب قرار داده است.
[تنبت]: انبات، روياندن و بيرون آوردن نبات است و اصل معنى آن آشكار شدن است.
[بقلها]: بقل، هر گياه بدون ساقه است، و آن است كه بهار سبب روييدن آن مىشود.
[فومها]: فوم گندم است و بعضى گفتهاند كه آن ثوم است.
[ادنى]: يعنى نزديكتر، و ممكن است از دناءت يعنى پستى بوده باشد.
[ضربت]: يعنى واجب كرد و بر ايشان پرداختن آن را واجب ساخت.
[الذّلّة]: مشقّت و خوارى است.