تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥٣ - معناى واژهها
پادشاه تركان و تبّع نام پادشاه يمن بوده است كه در واقع يك صفت محسوب مىشوند.
[يسومونكم]: اصل سوم، رفتن در جستجوى چيزى است، و آن عبارت از فرستادن شتران به چراگاه است، و در اين جا بايد گفت كه فرعون آنان را به جايى براى چشيدن عذاب بد و شديدى مىفرستاده است به همانگونه كه شتران را به چرا مىفرستند.
[يستحيون]: يعنى باقى و زنده نگاه مىدارند.
[البلاء]: آزمايش و خبر گرفتن.
٥٠ [فرقنا]: فرق به معنى جدا كردن دو چيز از يكديگر است كه ميان آنها فرجه و شكافى باشد؛ و فرق، به معنى طايفه است.
٥٥ [لن نؤمن لك]: يعنى تو را تصديق نمىكنيم.
[جهرة]: جهر و علامة و معاينة نظير يكديگرند؛ و «جهر بكلامه و بقراءته جهرا» به معنى آشكار كردن كلام و قرائت است، و حقيقت جهر، آشكار بودن چيز و قابل ديدن بودن آن است.
[الصاعقة]: بر سه وجه است
١- آتشى كه از آسمان فروافتد، همچون در اين گفته خدا «وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ».
٢- مرگ در اين گفته خدا «فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ».
٣- عذاب در اين گفته خدا «أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ».
٥٦ [بعثناكم]: بعث به معنى بلند كردن چيزى از جاى آن