تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٦ - يگانهپرستى جوهر وحدت
خواهد داشت، و او شنوا و بينا است،» و دعاى هر كس را كه از او مدد خواهد مىشنود و از ضمير كسانى كه سخنى بر زبان نمىآورند آگاه است.
يگانهپرستى جوهر وحدت
[١٣٨] آنان مردم را به نژادپرستى و عصبيت دوران جاهلى مىخوانند، و در زير اين يا آن پرچم گرد هم جمع مىشوند، و جنبشها و اجتماعات خويش را به رنگ يهوديت يا نصرانيت درمىآورند، و بتانى را همچون نمادها و رموز وحدت خود و گونهاى از فرهنگ يا مصلحت يا سرزمينى كه وابسته به آنند قرار مىدهند.
ولى ما به يك صبغه واحد ايمان داريم و همه رنگهاى ديگر را طرد مىكنيم، و همه نمادها و بتها را به دور مىافكنيم كه سبب جدايى ما مىشود و يگانگى ما را تهديد مىكند. ما به رنگ و صبغه خدا ايمان داريم كه صبغه/ ٢٦٥ توحيد است و همين براى ما كفايت مىكند. به موانع و سدهاى زبان يا مصلحت يا سرزمين يا رنگ يا نژاد توجهى نداريم و نمىگذاريم كه اين عوامل سبب جدايى ما شود و هر گروهى را به رنگى درمىآورد. هرگز! ما خود را به رنگ خدايى درمىآوريم
«صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ- (اين) صبغه و علامت (و دين) خدايى است، و كدام علامت و دين بهتر از علامت خدايى است؟ و ما پرستندگان اوييم.» اين رنگهاى گوناگون را كه سبب پراكندگى مردم شده و آنان را به صورت گروههاى در حال جنگ يهود و نصارى و عرب و ... درآورده است پرستش نمىكنيم.
[١٣٩] و هنگامى كه مىگوييم صبغة اللَّه، هيچ كس نمىتواند به آن سرزنش كند، چه در اين صورت به خداى آفريننده آسمانها و زمين خود را منسوب كردهايم.