تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٥٤ - ملت ابراهيم
عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ- اين امتى بود كه گذشت و رفت؛ آنچه كسب كرد براى خود كرد، و آنچه شما كسب كنيد از آن شما است، و براى آنچه آنان كردهاند، از شما پرسش نخواهد شد.» نه جريمه بد كارى تبهكاران و بدكاران گذشته را شما خواهيد پرداخت و نه پاداش حسنات صالحان و نيكوكاران به شما خواهد رسيد.
[١٣٥] و اين پرسش باقى مىماند كه: ملت ابراهيم چيست؟ آيا يهوديت است يا نصرانيت يا شركى كه در ميان اعراب تجسّم يافته بود؟ اين هر سه فرقه خود را منسوب به ابراهيم مىدانند؛ كدام يك از آنان راست مىگويند؟
قرآن همه را دروغگو مىداند.
«وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً- و گفتند: يهودى يا نصرانى باشيد تا راه يابيد، بگو: ما پيرو ملت ابراهيم رهيافته و حقپرستيم،» كه معاصران خود را كافر و مشرك مىشمرد و رد مىكرد،/ ٢٦٣ «وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ- و مشرك نبود.» كه اعراب مدعى آن بودند كه وى همه انواع شرك را طرد مىكرد، جز آنچه در نزد يهوديان و مسيحيان يا در نزد اعراب موجود بود.
[١٣٦] هنگامى كه از بازگشت به ملت ابراهيم سخن مىگوييم، به معنى حذف كردن نقش پيامبران بزرگى نيست كه پس از او آمدند، بلكه مقصود ما تزكيه اين نقش و گذشتن از موانع قشرى است كه در سر راه آن گذاشته شده و سبب آن بوده است كه هر مجموعهاى از مردم منحصرا متوجه به يك پيغمبر شود و از رسالت ديگران به انگيزه نژادپرستى يا تعصّب كور فايدهاى نبرد.
پس به جوهر رسالت الاهى بازگرديد كه تجسّم يافته در يكتاپرستى ابراهيم است كه همه انواع شرك را طرد مىكرد و به همه پيامبران ايمان داشت.
«قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ- بگوييد: ايمان آورديم به خدا، و به آنچه بر ما فرود آمد، و