تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٤٩ - شرح آيات
هنگام سخن از منافقان، قرآن آنان را به گردهمايى تقسيم مىكند كه از بعضى از آنان در اين درس و از بعضى ديگر در درس آينده بحث خواهد كرد، و اين تقسيمبندى برخاسته از كردارهاى ايشان است. پس هر كس به يك نوع از اين كارها يا بيشتر از آن بپردازد، منافق است، چه، به گفته قرآن، نفاق به سخن گفتن نيست/ ٦٩٧ بلكه به عمل است. همچون گريختن از ميدان جنگ در زير پوشش بىخبر و نادان بودن نسبت به آن، و ترساندن مردم و افزودن بر خسارت.
خداوند سبحانه و تعالى اينان را نه تنها به نفاق، بلكه نيز به كفر توصيف مىكند، در صورتى كه آنان چنان ادعا مىكنند كه مسلمانند، سپس از ايشان مىخواهد كه اگر راست مىگويند در برابر مرگ مقاومت كنند؛ سپس از شهيدانى سخن مىگويند كه منافقان به آنان همچون خسارت نظر مىكنند.
شرح آيات
[١٦٥] چرا امت در يك معركه شكست مىخورد؟ به يك سبب كه عبارت از آماده نبودن كامل براى آن از لحاظ بشريت و نبودن روح معنويت يا به سبب موجود نبودن افزار جنگ خوب يا وجود اختلاف در جبهه داخلى و نظاير اينها است.
امت دريافته است كه هر شكست از خود آن برخاسته، و نيز توانسته است كه از اين شكست به عبرتها و درسهايى دسترس پيدا كند، و لذا چنين شكستى بيش از آنكه شبيه هزيمت باشد شبيه پيروزى شده است؛ و اما شكست حقيقى آنجا است كه انسان عوامل بيرونى آن را در نظر بگيرد و از آنها هيچ عبرتى نگيرد.
به همين سبب قرآن بر آن است كه اين هزيمت از خود امت است، مخصوصا كه پس از دو پيروزى بيشتر اتفاق افتاده، تا بدين ترتيب از هول شكست بكاهد.
«أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها- و چون به شما مصيبتى رسيد كه در برابر آن مصيبت رسانده بوديد،» يعنى همين مصيبت را دو بار پيش از آن به دشمن خود وارد كرده بوديد، و با وجود اين سست شديد و به پرسش پرداختيد و گفتيد