تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٥ - شرح آيات
براى به خدمت گرفتن زندگى و مسخّر ساختن نيروهاى آن در خدمت وى. انسان، روزگار درازى بر زمين زيسته ولى عملا بدانگونه كه اكنون پيشرفت دارد پيشرفتى نكرده بوده است. چرا؟ چرا كه پيشتر از عقل و اراده و قدرت خود چنان كه شايسته است بهرهبردارى نكرده بوده است.
/ ١٤٠ ولى اين پرسش باقى مىماند كه چرا چنين نكرده بوده است؟ و پاسخ اين است كه گمراه بوده و عمر خود را به چيزهاى بيحاصل و جدالهاى ميانتهى و پوچ گذرانيده بوده است.
شرح آيات
[٤٠] بنا بر اين ناگه مىبايستى، پيش از هدايت كردن قوا و نيروهاى آدمى به طرف زيستن و زندگى، از گمراهى رهايى يافته باشد، و اين رهايى بزرگترين نعمتى است كه خداوند متعال به آدمى ارزانى داشته است. به همين جهت است كه خدا به فرزندان اسراييل گفت
«يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ- اى پسران اسراييل، به ياد آريد نعمتى را كه بر شما ارزانى داشتم.» و آن نعمت راهيابى و هدايتى است كه طبعا ما را به ساير نعمتهاى زندگى مىرساند، ولى نعمت هدايت و بنا بر اين ديگر نعمتها جز با تمسّك به هدايت و نسبت به آن وفادار ماندن باقى نمىماند، از همين رو پروردگار ما به بنى اسراييل گفت
«وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ- به پيمان من وفادار بمانيد تا به پيمان شما وفادار بمانم.» يعنى به هدايت و راهيابى چنگ بزنيد تا ديگر نعمتهاى خود را بر شما ارزانى دارم.
ولى آدمى گاه از نعمت هدى بر اثر ترس از طبيعت و از طاغوتها و نيز بيم دست نيافتن به شهوتها و نظاير اينها چشم مىپوشد و منصرف مىشود.