تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٥٢ - شرح آيات
راستگو هستيد، مرگ را از جانهاى خود دور كنيد.» پس تا زمانى كه قدرت رو به رو شدن با مرگ را نداريد، از كسانى كه در راه خدا كشته مىشوند سخن مگوييد؛ مگر همه رو به فنا پيش نمىروند؟! [١٦٩] ولى ميان آنكه كشته مىشود و آنكه مىميرد تفاوتى است، چه، شهيد، زنده است و مرده، فانى شده است.
/ ٧٠٠ «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ- و گمان مكنيد كه كسانى كه در راه خدا كشته شدند مردهاند، بلكه زندهاند- نزد پروردگار خود- روزى مىخورند.» زندگانى به زندگى رسالت كه آن را با خون خود آبيارى كردهاند، و هر قطره خونى كه در پيرامون درخت رسالت ريخته شده، به شاخهاى سبز و ميوهاى سودمند تبديل شده، و به صورت عدالتى تحول يافته است كه نفع آن به مليونها بشر مىرسد و به صورت آزادى و بزرگوارى و زندگى درآمده است.
آنان از آن روى زندهاند كه يادشان در جان مردمان باقى است، و شايد از آن سبب زنده باشند كه خداوند متعال به روانهاى ايشان قدرت و معرفتى در عالم برزخ عطا فرموده است و به وسيله آنها در نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند، و از بدنهاى خود دورند و از آن آزاد شدهاند.
اما مردگان چنانند كه از ارواح ايشان قدرت و علم سلب شده و در زندان نادانى و ضعف زندانى شدهاند.
پيش خود تصور كنيد: مردى كه در راه خدا كشته شده، روح از جسدش جدا مىشود، براى آنكه تا قيام قيامت، به صورت موجودى زنده و توانا و دانا زندگى كند.
و مردى كه بر بستر بميرد، روحش به عالمى تاريك تحول پيدا مىكند؛ حال، كدام يك از آن دو بهتر و برتر است، مرگ يا شهادت؟
[١٧٠] زندگى شهيدان زندگى آكنده از نعمتهاى مادى (يرزقون عند اللَّه) و معنوى است، چرا كه پيوسته در شادى و سپاسگزارى و بشارت به سر مىبرند، و هر