تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٦٠٣ - درسهايى از ميدان نبرد بدر
الف: پيامبر اسلام كه فرمانده عالى نيروهاى مسلح مسلمانان بود، به اين اكتفاء نكرد كه او بر حق و فرستاده خدا است و خدا او را يارى خواهد داد، بلكه به فراهم آوردن آمادگى نظامى پرداخت و خود شخصا در ميدان جنگ شركت جست.
«وَ إِذْ غَدَوْتَ مِنْ أَهْلِكَ تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِينَ مَقاعِدَ لِلْقِتالِ- و در آن هنگام كه بامدادان از نزد كسان خود بيرون رفتى و براى مؤمنان پايگاههاى جنگ را آماده كردى،» پس، اولا در صبح زود از خانه بيرون شدى بر قوم خود پيشى گرفتى، و ثانيا از اهل خانه خود دور شدى و خود را در متن ميدان نبرد قرار دادى، و اين مهمترين صفت در راهبرى است كه آماده جانبازى باشد، و ثالثا جايگاه نبرد را براى مؤمنان معين كردى تا آماده هجوم بوده باشند.
«وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ- و خداوند شنوا و دانا است.» اوامر تو را مىشنود، و از تأثير فعاليتهاى ظاهرى تو آگاه است، و از آنچه مؤمنان در سينه پنهان دارند/ ٦٤٨ و همان نتايج جنگ را تعيين خواهد كرد كه وابسته به شنيدهها و چيزهايى است كه از اعمال ظاهر و قلبهاى طاهر نتيجه مىشود، خبر دارد.
[١٢٢] ب: پيغمبر اسلام با يك مشكل سخت رو به رو شد، و آن اختلاف ميان دو طايفه از مردانش بود، يعنى مهاجران و انصار، كه دوستى آنان ميان خدا و زمين و عشيره و چيزهايى شبيه اينها تقسيم شده بود. ولى رسول اللَّه (و اسلام عموما) اين دشوارى را به صورتى ريشهاى در آن هنگام از ميان برد كه حيثيتهاى طايفهاى را در بوته ايمان به خدا گداخت، بىآنكه به طايفهاى بيش از طايفه ديگر اعتماد كند، و بدين گونه سپاهى عقيدتى براى خود فراهم آورد كه درباره مبدأ مىجنگيد نه براى ريا و رقابت و همچشمى طايفهاى.
«إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ- در آن هنگام كه دو گروه از شما آهنگ آن كردند كه درنگ كنند و بترسند، و خدا يار آنان بود، و مؤمنان را است كه بر خدا توكل