تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢٣ - شرح آيات
سياق آيات با ما از تدبير مستقيم خداوند متعال نسبت به زندگى سخن مىگويد، و انديشههاى عملى برخاسته از اين حقيقت را به ما الهام مىكند، و ما ديديم كه چگونه آيت الكرسى ما را به طرد كردن فرمان طاغوتها رهبرى كرد، اما در اين جا قرآن از ضرورت ايمان به رستاخيز در نتيجه ايمان داشتن به قدرت واسعه خدا سخن مىگويد. اكنون به آيه بازمىگرديم و به قصه عزير گوش فرامىداريم كه خدا او را به سوى خود هدايت كرد
«أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها قالَ أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها فَأَماتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قالَ كَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عامٍ- يا همچون كسى كه بر دهكدهاى گذشت كه سقف خانههاى آن فروريخته بود، گفت: چگونه خداوند پس از مرگ اين را زنده مىكند؟ پس خدا او را صد سال ميراند، سپس او را برانگيخت. گفت
چه مدت درنگ كردى؟ گفت: روزى يا پارهاى از يك روز درنگ كردم.
گفت: بلكه صد سال درنگ كردى،» و با عزير خر و خوراكش نيز همراه بود، كه خر او به صورت استخوان پوسيده درآمده و خوراك او هم چنان تر و تازه ديده مىشد؛ بدين گونه خداوند خواست كه قدرت و تدبير مستقيم خود را بر امور زندگى براى بندهاش آشكار سازد، پس به او گفت
/ ٤٤٩ «فَانْظُرْ إِلى طَعامِكَ وَ شَرابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ- پس به خوراك و نوشابهات بنگر كه از حال خود نگشته است،» يعنى با وجود گذشتن صد سال بر آن هيچ تغيير شكلى بر آن عارض نشده، اما خر به صورت استخوانهاى پوسيده درآمده، ولى خدا آن را دوباره زنده خواهد كرد
«وَ انْظُرْ إِلى حِمارِكَ وَ لِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ- و به خرت نگاه كن (و از آن چنين كرديم) كه تو را نشانه و حجتى براى مردم قرار دهيم.» كه خدا پس از مرگ كه صد سال بر آن گذشته است تو را زنده كرد، و در