تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢١ - شرح آيات
بودن به تفكر متوجه اين نيازمندى خود به تفكر شود.
و انديشيدن سالم نخستين شرط لازم براى نيرومندى در زندگى است. و لذا قرآن حكيم گفته است كه ايمان داشتن به خدا به صاحب آن آزادى مىبخشد، و آزادى وسيله دست يافتن وى به نيرو (تمسك به حلقه محكم) و دانش (بيرون آمدن از تاريكيها به روشنى) مىشود.
ولى كدام ايمان است كه به ما نيرومندى و دانايى عطا مىكند؟ ايمان انديشيده و فهميده است نه ايمانى كه با زور و اكراه پيدا شده باشد كه آن خود نيز گونهاى از قبول بردگى و خضوع در مقابل طاغوت است. اگر ملتى از آن روى به خدا مؤمن شود كه سلطه سياسى او را بر اين كار مجبور كرده است، اين را مىتوان آزادى خواند يا بردگى؟ طبيعى است/ ٤٤٧ كه چنين ايمانى چيزى جز بردگى نيست، و اگر سلطه سياسى آن را به كفر فرمان دهد كافر خواهد شد. و لذا قرآن در آغاز بحث از آزادى دينى گفته است كه «لا إِكْراهَ فِي الدِّينِ».
[٢٥٨] نماينده سلطه شرعى حقيقى در زندگى كيست، خدا يا طاغوتها؟
آن كسى است كه زندگى را به هر كس كه خواهد مىبخشد، و در آن هنگام كه بخواهد مرگ را براى او مقدر مىكند، و زندگى را با بخشيدن نعمتهاى بيشمار استمرار مىبخشد، و خورشيد را كه هر بامداد دنيا را از گرمى و روشنى و زندگى پر مىكند به حركت درمىآورد؛ چه كس جز خدا چنين مىكند؟ ولى ستمكاران نمىفهمند.
«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ- با خبر نشدى از آن كس كه با ابراهيم درباره پروردگار ابراهيم كه به او پادشاهى داده بود محاجّه مىكرد؟ پس به جاى آنكه شكرگزار پروردگار خود باشد كه به او ملك و سلطنت بخشيده بود، عليه او برخاست و در زمين طغيان كرد.» «إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ- در آن هنگام كه ابراهيم گفت: پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند،» و همچون تو كه طاغوتى عاجز و ناتوان نيست